تبليغاتX
زندگینامه من


زندگینامه من

The man who never smile

Valentine

ولنتاین

ول کن بابا این مسخره بازیارو

 

اگه کسی رو دوست داری هر روزت میتونه ولنتاین باشه و هر موقع که خودتون دوست دارید میتونید برای خودتون ولنتاین بگیرید

کلا ولنتاین تو ایران چجوریه ؟

پسره اگه ماشین داشته باشه و صندوق عقب ماشینشو باز کنی میبینی چنتا کادوی جداگونه با کارتای جداگونه داره که روی هرکدوم اسم یکی هستش

تقدیم به ..................

برای گل عزیزم ...................

و ....

بماند

دختره هم داره زمانشو تنظیم میکنه که یهو تداخلی پیش نیاد بین دوست پسراش که ضایع بازی بشه

کادوهایی هم که میگیره حتی اگه یه پاشنه کش پلاستیکی باشه همچین به دوستاش نشون میده که انگار پاشنه کشه از طلا هستش و برای اینکه ریا نشه روشو یه لایه پلاستیک کشیدن

خدارو شکر که این چندروزه موبایل ندارم و موبایلم سوخته 

چون حال و حوصله خوندن sms های بچه هارو ندارم که تیکه میندازن به اینجانب

چون من خودم بچه هارو اذیت میکردم وقتی میدیدم میرن برای این ولنتاین خرید

پسره 4 تا کادو میخرید برای 4 تا دوست دختراش  بعدشم که میرفت باهاش بیرون تا کادوشو بهش بده یهو وسط کار میدیدی یه کارت و یه بسته شوکولات تو کیف دخترس با یه I LOVE YOU  گنده روی کارته روشم نوشته از طرف ... که این ... اسم دوست ما نبود

ای من میخندیدم به حماقت دوستم و ای دوستم عصبانی میشد که این دختر دورش زده

منم که  در این مواقع کرو کورو لال میشدم چون رفیقم خودش حماقت میکرد و دوست نداشت حماقت دیگرانو ببینه

حماقت یا خیانت

که البته خیانت میکرد

آقا و خانم گرامی

اگه کسی رو دوست داری  هر موقع احساس کردی خودت خوشت میاد به طرف ابراز علاقه کن

بابا لازم نیست بری یه بسته شوکولات خداتومنی بخری بخدا یه شاخه گل و یه سلام و لبخند از همه اونا بهتره

11 ماه سال منتظرن که ولنتاین بشه تا اینا لاو بترکونن با همدیگه

ای تف توی اون لاوی که ولنتاین به ولنتاین گل میکنه

مسخرشو دراوردیم بخدا

دختره قایمکی دوست پسر داره  پسره هم که دوست بودن براش اهمیت نداره یا میخواد سوء استفاده کنه یا میخواد یکم سرش گرم باشه و گردشو تفریح کنه ولی دوست نداره تنهایی بره بیرون

اینطوریه که ولنتاین مسخره برای ما میشه روز عشاق تازه از تخم درومده

البته اینهایی که نوشتم برای حدودا نیم درصد از دختر پسرا صدق نمیکنه  و اونا واقعا همدیگرو دوست دارن

البته که .....................

دیروز داشتم با اتوبوس میرفتم جایی

2تا دختر تو بخش زنونه وایساده بودن

منم که گوشم اصلا جایی نمیره بغل خودم بود ولی از بس اینما بلند صحبت میکردن من ناخوداگاه شنیدما بجون خودم اگه من فوضول باشم

دختره میگفت بیا یه ایستگاه پایین تر پیاده بشیم با تاکسی بریم ضایعه ببینه ما داریم با اتوبوس میایم

پسره هم که زنگ میزد دختره میگفت وای وای وای شرمنده عزیزم یه ترافیکیه که نگو اوخ اوخ اوخ

یکی نبود بگه آخه یارو خط ویژه اتوبوس توش از کی تاحالا ترافیک شده

ملت کلا همدیگرو خل و چل فرض کردن

بماند که چقدر تو دلم خندیدم از حماقت این دختر پسرای جوون

( به کسی لطفا بر نخوره )

بماند بیخیال

ولی در کل ولنتاین هرکی برای خودش مبارک باشه

تا بعد

 

patriot

 

نوشته شده در 86/11/26ساعت 11:39 توسط <-sherwin->| |

عشق

کثیفترین واژه توی دنیای مدرن و جدید

بی هویت ترین واژه در کشورهای جدید و افکار مردم جدید

بی اهمیت  ترین واژه توی دنیای بی اهمیت حاظر

بی هویت ترین واژه

عشق؟

واژه ای که میشه باهاش یه دخترو بی آبرو کرد

واژه ای که میشه باهاش یه پسر رو که  هیچی جز همون واژه رو نداره از بین برد

واژه کثیفی که میشه باهاش بینهایت کثافتکاری کرد

میشه باهاش سوء استفاده کرد

میشه باهاش تجاوز کرد

میشه باهاش قلبی رو شکست

میشه باهاش کسی رو از راه به بیراهه کشوند

کجاست اون عشقی که آدم رو به بالا میکشید

کجاست اون عشقی که با پاکی همراه بود

کجاست اون عشقی که باهاش میشد زنده موندو میشد باهاش زندگی کرد

کجاست اون عشقی که میشد باهاش مرده رو زنده کرد

چقدر باید دختر پسرای ما برای این واژه پوچ از بین برن

خودکشی – مرگ –

نمیدونم

شاید اگه روزی و روزگاری لیلی و مجنون میدونستن قراره سر عشق چی بیاد عمرا توی اون نقشی بازی میکردن

شاید اگه مجنون میدونست میتونه با اون عشق سر لیلی رو گول مالی کنه  ازش سوء استفاده میکرد

شاید اگه لیلی میدونست میتونه مجنون رو تیغ بزنه این کارو باهاش میکرد

یه زمانی  یه جایی  فکر میکردم آدم با داشتن عشق چقدر بزرگ میشه و چقدر خوشبخت میشه

اما

اما

اما به این رسیدم که آدم با عشق چقدر ضعیف و بدبخت میشه

عشقی که بخاطر پول از بین بره باید هم کثیف باشه

نمیدونم چرا امشب اینقدر سیاه دارم میگم

شاید بخاطر اینکه  نارو زدن بهم

شاید بخاطر اینکه  یاد خاطره ای افتادم که برام عزیز بود

شاید بخاطر هزار هزار ابراز علاقه ای که بوی بی اهمیتی گرفت

شاید بخاطر زمان هایی که نباید نگران میبودم و بودم

بخاطر  اضطراب هایی که نباید میداشتمو داشتم

بخاطر عمری که صرف شدو به هیچ جا نرسید

نمیدونم

شاید شماها بدونید

نمیدونم

نمیدونم

به کجا میخوایم برسیم خدا عالمه

نکبت داره از سرو روی کارامون میباره

نوشته شده در 86/11/20ساعت 21:32 توسط <-sherwin->| |

 

ای فغان از دست هرچی مخابرات

این وزیر مخابراتو بدین به من میخوام خرخرشو بجوم  گاز گاز کنم اون خرخرشو

2سال پیش با کلی بد بختی سیمکارتمونو درست کردیم

امروز وسط کلی کار و قرار ملاقات کاری یهو باز این سیمکارت نازش گرفت و پررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

 

سوخت

 

به همین راحتی و به همین خوشمزگی

حالا بقول معروف علی موندو حوضش

از اونورم میای خونه میبینی تلفون خونت بمباران شمارس به هرکدوم هم که زنگ میزنی کلی بدوبیراه میشنوی که هوی چرا موبایلت خاموشه

 

تو هم که کاری ازت بر نمیاد فقط میشنوی و میشنوی

تازه خونه هم که میرسی همه غر میزنن که ای آدم نابخرد چرا موبایلت خاموشه .

چه کنیم همه مارو دوست دارن و دوست دارن سر به تنمون نباشه

لطف دوستان زیاده

فعلا

پ-ن : کسی توی امور مشترکین آشنا سراغ نداره ما این سیمکارتو نو کنیمش

شیرینی هم بخواد در خدمتیم

فعلا

 

موبایلاتون سلامت باد انشاالله

Patriot without cell phone   

نوشته شده در 86/11/14ساعت 23:13 توسط <-sherwin->| |

بر همه اهل قبور دهه زجر مبارک باد

ای بر گور پدر همشون

فیلمای مذخرفی که میسازن و ملت و مسخره میکنن

آخه یکی به من بگه کدوم ابلهی اینارو میبینه

خدایی میگم

تو یکی شاه آدم بدیه

تو بعدی میشه خانوم باز

تو یکی مصدق آدم خوبیه

تو اونیکی مصدق یه آدم عوضی و احمق

ای خدا بیامرزتت مصدق که اگه نبودی صنعت نفت ملی نبود

خوبه که نیستی ببینی دارن بهت چیا میبندن

خدا همشونو بیامرزه که دزدیاشون کمتر از زحمتاشون بود

ولی اینا دزدیاشون 100 برابر زحمتاشونه

فعلا

Patriot

نوشته شده در 86/11/13ساعت 22:48 توسط <-sherwin->| |

بیا بازم مثل قدیم باهمدیگه بریم شمال

دلم گرفته راضیم به این خیالای محال

منو ببر تا آخر جاده چالوس ببرم

تا شیشه بارونیه خیس اتوبوس ببرم

تا جای پات رو ماسه داغ متل قو ببرم

تا آخرین دلهره نگاه آهو ببرم

منو ببر تا گم شدن تو اون چشای بی قرار

تا ساختن قصر شنی رو ساحل دریا کنار

دلم پره بیا بازم باهمدیگه بریم سفر

جای ما اونجا خالیه منو ببر منو ببر

یه عمر جاده شمال منتظر عبور ماست

نمیدونه یکی ازاون دوتا قناری بی صداست

یادش بخیر لحظه ای که چشمای ما دریا رو دید

شمال ------------سفر -----------------نمیدونم چرا ولی احساس میکنم به یه مسافرت به شمال احتیاج دارم

شب توی ساحل – آتیش روشن کردن توی ساحل و نشستن پای اون تا خود صبح

خیلی به مسافرت احتیاج دارم ولی حیف که موقعیتش نیست

دلم لک زده برای دریا و اون طلوع و غروب قشنگش

پکیدم توی این خونه لای این کتابای لعنتی

ای لعنت به هرچی...................................

نگین این فکرا و کارا جواد بازیه

شمال همینش کیف میده که یه چند روزی از همه جا خودتو جدا کنی و کارایی کنی که خودت راحت باشی

فعلا

Patriot  

نوشته شده در 86/11/09ساعت 20:52 توسط <-sherwin->| |

زندگی

من چنین فهمیدم که مانند رودخانه ای است

نمیتوان گفت آن آبی که از کوه فرود می آید رودخانه را می سازد یا آن کوه که باران را مجال جاری شدن میدهد ، آن سنگهایی که در راهند و مسیر رودخانه را می سازند ، گاه راهش را کج می کنند و گاه از اثر آب به حرکت می افتند و آب راهشان می برد

نمیتوان گفت کدامیک از این ها رودخانه را میسازد .

شاید در نهایت باغبانی که راه باریکی می کشد و رگی از رودخانه به باغی می گشاید و درختی را رشد میدهد ، حتی آن گیاهان خودرو که از آب رودخانه می نوشند و بر آن سایه می اندازند .

اما همه این ها در ساختن رود نقش دارند ، گیرم در لحضاتی نقش یکی از آنها بیشتر شود و رود وقتی به انتها می رسد سر در خاکی نرم فرو می برد خود خوب میداند که چه راه درازی آمده و از میان ابر ، کوه سنگ ، درخت ، و باغبان کدامیک در حیاط او یبشتر سهم داشته اند .

انسان نیز وقتی به پایان راه میرسد و نقشی از همه زندگی در سرش می آید ، میتواند دریابد که در کدام روزهای زندگی کدام ماجرا او را بیشتر ساخته و در ساختن او سهم بیشتری داشته است .
نوشته شده در 86/11/06ساعت 22:7 توسط <-sherwin->| |

برای بعضی عز خوانندگاه این مشکل پیش اومده که فکر کردن من میگم شهرستانی ها باعث این مشکل هستن

 

نخیر عزیزان

 

تمامی افراد جدا از محل و نحوه زندگی انسان به حساب می آیند

اما گروهی هم هستند که با دیدن یک مقدار قدرت بیش از حد ( نه بیش از حد بصورت کلی قدرت ) خودشونو گم میکنن

و این فرد از کسانی بود که خودشو گم کرده بود

توهین به دوستان شهرستانی نشه

همه جا آدم خراب و دارای عقده قدرت وجود داره

مگه تو همین تهران نیست

تعدادشون توی تهران هم کم نیست

پس این سوء تفاهم رو برطرف کنم که توهین به کسی نشه

من شرح ماوقع گفتم و از حسی که در اون محل داشتم

و صد البته شما هم شرح را درست بخونید و فقط روی قسمت آخرش کلیک نکنید

 

تا بعد

فعلا

 patriot

نوشته شده در 86/11/04ساعت 7:14 توسط <-sherwin->| |

سلام

ادامه قبلی دارم میگم

حرصم میگیره از اینکه پلیس منو بی علت گرفت

حرصم میگیره که حرفای بیخود میزد

حرصم میگیره که پلیسای مملکت ما به اندازه یه گاو احترام سرشون نمیشه

حرصم میگیره که احساس قدرت الکی میکنن

حرصم میگیره که بخواطر یه چیز جزئی حرفای رکیک بهت میزنن

حرصم میگیره که ادعای آدم بودن میکنن

حرصم میگیره که اون رادان توی تلویزیون حرف از احترام میزنه

کدوم احترام کدوم نرمش در حین انجام وظیفه

احترام اینه که  طرف با لفظ هششششششششششششششششششش باهات  صحبت کنه

خیلی احمقین و خیلی ابله

 

ایناس که حرص آدمو در میاره

بخواطر گناه نکرده مجازاتت کنن

چرا

چون جوونی    چون ماشین خوب سواری

چون بچه تهران خراب شده ای و اون بچه شهرستانی فکر میکنه تو فقط هم تو توی اون لحظه داری حقشو میخوری

چون وقتی میخوای باهاش صحبت کنی بهت میگه من مال اونجام که اگه بهت بگم م ی ر ی ن ی به خودت

بابا چقدر ما ............................ چی بگم

آره اعصابم خورده به زمین و زمان بد میگم

بدم میاد که بخواطر جوون بودن مجازات بشم

بخواطر هزارتا چیز دیگه که یه بچه شهرستانی نتونسته داشته باشه و الان بخواطر یکم قدرت قانونی بخواد اونارو از تو بگیره

برپدر همشون لعنت که زندگی رو برای آدم زهر میکنن وقتی هم صدات بلند میشه و داد میزنی به اسم توهین به مامور دولت میگیرن میبرنت

این بود که اعصابم رو خورد کرد

و دائما میدونم که بازم خورد میکنه

حرصم میگیره ولی الان اعصابم راحته که تونستم حرفمو بگم

گور پدر تک تکشون آدمای ابله

حالمم به کوری چشم همشون داره روز به روز بهتر میشه

 

فعلا

Patriot

نوشته شده در 86/11/02ساعت 20:26 توسط <-sherwin->| |


Design By : Night Skin