زندگینامه من
The man who never smile
سلام این یکی سال هم تموم شد با همه کج رفتاریاش مسخره بازیا اذیت ها و بماند که چه چیزهای بدو خوبی که دیدم امیدوارم تمام دوستای وبلاگی و غیر وبلاگیم همیشه سر حال و شاد باشند برای همه آرزوی سال خوب و پر برکت ( هم پولی و هم غیر پولی ) دارم . آقایون و خانوما من یه چیز عجیب کشف کردم کشف که بماند به یه چیز بسیار عجیب برخورد کردم عرض کنم آقا ما داشتیم شاخه خشکای این درختامونو میزدیم که درخت جون بگیره ( براشون خونه تکونی میکردم ) شاخه درخت انگور نازنینمو زدم یه شاخه خشک چشمتون روز بد نبینه دیدم فررررررررررررررررررررررر داره ازش آب میریزه زمین اول گفتم شاید شیره درختم زیاد شده ولش کردم ولی بعد دیدم نه آب زلال زلال و هیچ اثری از اینکه شره درخته نداره شاخه رو من دیروز ساعت 11 صبح دیروز زدم الان که ساعت 8 صبح امروزه به اندازه 4 لیتر از این درخت آب رفته نمیدونم چش شده این درخت بیچاره به باغبون میگم میگه نمیدونم والا آقا جان تاحالا اینطوریشو ندیده بودم فقط یکی از اقوام که درخت و دید گفت این آبی که از درخت بصورت طبیعی و بدون هیچ رنگی خارج میشه به درد از بین بردن لک روی پوست بدن میخوره ماهم در حال حاضر بصورت مات و مبهوت داریم درختمونو نظاره میکنیم که هی داره ازش آب میره از تمامی دوستان عزیز خواهشمندیم در صورت آشنایی با این قضیه عجیب ما را در نگهداری درختمون یاری کنن هم اکنون نیازمند یاری سبزتونیم د بجنبید د آخرین پست امسالمونم که دادم پس تا بعد فعلا Patriot سلام بسی شادم زیرا بالاخره به یکی از اون چیزهایی که واقعا دوست داشتم داشته باشم رسیدم . یه یادگاری تاریخی و یه شیء خیلی باحال شاید برای بعضی ها مسخره بیاد ولی برای تصاحب این دوتا دونه صندلی لهستانی من خیلی روزشماری کردم حالا بعد اینهمه مدت اونارو دارم دادم تعمیرشون کردن و خوشگل شدن فعلا دوست دارم فقط نگاهشون کنم چون با طرح زیبای ساختش خیلی حال میکنم نمیدونم شما از این نوع صندلی دیدین یا نه این صندلی ها به تراش نخوردن معروفن چوب این صندلی هارو تحت اثر بخار آب با فشارهای حساب شده ای خم میکنن تا به شکل دلخواهشون در بیاد بعدش بازم تحت فشار و شرایط خاصی خشکش میکنن تا در همون حالت بمونه . واقعا ظاهر جالب و زیبایی داره که همه اون بخواطر سبک ساختشونه . این صندلی ها حداقل مال زمان نوجوانی پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما هستش بهمین خواطر من خیلی ازشون خوشم میاد دلیل دیگه این امر اینه که اون قسمت از روح قدیمی خواهی و قدیمی جوی منو ارضا میکنه . بشه ازشون عکس میگیرم میزارم اینجا اینا قرار بود حدود ۵ماه پیش حاضر بشه که نشد و به الان رسید یه جریان واقعا پلیسی و اکشن پشت این صندلیا خوابیده باشه تا بعد فعلا patriot شدید طنابهای سرد کنف بر گردنهای گرم مردان فشار میدهد جان سرد مرگ از بدن گرم زندگی فوران میکند خودکشی تو محلمون یکی خودکشی کرد به علت اونکه شریکش ازش ۱۵۰۰۰۰۰۰۰ میلیون بالا کشید اونم شریکی که همیشه باهاش بود یه زن اینم سر قولش موند بچه هاشو فرستاد کانادا و خودشو دار زد جسد پف کردش بعد از ۳روز روی طناب خوشبختی فرزندانش پیدا شد خدایش بیامرزد فعلا patriot طرح مبارزه با اراذل و اوباش چی میگمو چرا اینو میگم بماند آقایون و خانومای محترم رسما در مملکت و در هرچی که قابلیت ورود انسان داره و قابلیت ق ا ن و ن گذاری داره رو گل بگیرید میدونید چرا میگم بخندید من که خوندم ترکیدم از خنده این مردک ابله بازیگر نقش عموغلام تو سریال پس از باران بود اومده کاندید شده بابا ایول اعتماد به نفس ایول پشتکار ایول آدم .... خل بماند شعارشم اینه : شعار نمیدهم عمل میکنم بماند که توی تمام فیلما و سریالایی که ایفای نقش کرد نقش یه آدم معتاد بودا بماند ما نگفتیم شما هم نشنیدید بیخیال برید رای بدید که ر ی د ن تو مملکت فعلا سلام حماقت یا خریت مسئله این است مشکل جفت این دو کلمه هستش خریت انقلاب در سالها پیش و حماقت رای دادن در دوران به اصطلاح سازندگی ایران زمین بابا تا کی میخوایم سرمونو عینهو کبک زیر برف کنیم و نففس بکشیم و هیچ جارو نبینیم کجابودیم کجا هستیم به کجا هم میخوایم برسیم نمیدونم البته خیلی دوست دارم ببینم به کدوم گوری میخوایم برسیم مشکل میدونی از کجاس از اونجایی که صفحه آخر شناسنامه کوفتی یک نفر تو ایران مهمتر از صفحه اولشه که توش اسمشو نوشته مهمتر از اسم زنو بچه اون آدمه که داره برای راحتی اونا تلاش میکنه میری استخدام بشی ازت میپرست تا حالا نماز جمعه رفتی تا حالا رای دادی تا حالا سر گور آقا رفتی نمیدونم بابا قراره نماز بیاد برای ما کار کنه یا مغز من برام کار میکنه نماز برام معادلات کاری رو حل میکنه یا مغز منه که این کارو انجام میده تو نماز جمعه من میتونم واسه پیشرفت خودم کار کنم یا توی محیط کاری میتونم این حرکتو انجام بدم یه برنامه درست کردن به اسم انگشت جوهری بخدا انگشت کثیف یه بچه که توی دماغش هم کردتش برای من با ارزش تر از اون انگشت جوهریه ای به گور پدر هرچی ................ بماند میگن از اینا ننویس بابا دارم دق میارم وقتی میبینم چه مسخره بازی در میارن اینا سر این انتخابات بقول خودشون مردمی رای بدیم به چه دلیل بخاطر امنیتی که نداریم برای آسایشی که نداریم برای گرونی که توی کشور داره فریاد میزنه برای اعصابی که ازمون توی این کشور مسخره داره از بین میره بخاطر اینکه پلیس به خودش اجازه میده حریم خصوصی تورو نقض کنه به خودش اجازه میده از ماشین پیادت کنه و فحش بارت کنه و بزنه زیر گوشت داشتم سر کار با یه بنده خدا حرف میزدم هی میگفت اینا فلانن اینا بهمانن من رای ندادمو نمیدم من فلان میکنم بهمان میکنم دقیقا یک ساعت بعد شناسنامشو که از دستگاه کپی توی اتاق استفاده کنه و برای خودش کپی بگیره برای کار شخصی !!!!!!!!!!!!!!!!!! گرفتم ازش و زدم صفحه آخر میدونید چی دیدم این آقای کثافت . سگ صفت و دورو و پست توی صفحه آخر شناسنامش جا نبود که دیگه مهری برای انتخابات بخوره خندم گرفت خنده هیستریک بود عصبی شدم شدید براش از اون صفحه کپی گرفتم بهش گفتم فلانی اینم ببر ببینن تو چه یار وفاداری هستی بهت سریعتر جواب بدن زودتر بفهمن چه دستمال به دستی براشون هستی ای ای ای مرتیکه دم از پاکی میزنه بعدش میبینیش که داره توی گه قل میخوره یه چیز باحالم دیدم این مردک بازیگر تو نقش عمو غلام تو سریال پس از باران بود اونم کاندید شده ای خندم گرفت که ببین عزا چه عزاییه که مرده شورم گریه اش گرفته با چه حرفایی درواقع راحت بگم چه زر زدنهای بیخودی و گنده تر از دهنش حالا میبینیم پس فردا این جمع ملت ابله ما صف کشیدن که رای بدنو یه نیمسوز به ماتحت آمریکا بزنن حواسشون نیست که الان 30 ساله دارن از همون نیمسوز قدیمی میسوزن چه میدونم دارم قاطی میکنم فعلا Patriot خواهش دارم کسی نیاد بگه برای آینده خودت تصمیم گیری میکنی با این انتخابات نیاد بگه نمیزاری دیگران برات تصمیم گیری کنن بخدا من یه بار توی این صندوقای رای گیری بودم گه بازیای همه رو دیدم رای درست کردنارو دیدم رای پیچوندنارو دیدم رای ساختنارو دیدم تو این بیداد هستی شب میلاد پستی زمان فاجعه در بعد مستی بخون بخون تو برام قصه روز سیاه بخون توی کوچه ها برای نسل تباه فعلا سلام آقایون خانوما ما که دسترسی درستی نداریم یا احتمال سوراخ دعامونو گم کردیم اگه کسی با خدا تماس داشت بگه آقا patriot گفت من غلط کردم من ... خوردم چی بگم امروز رفتیم خونه یکی از رفقا دیدیم یه خرمگس اندازه یه فندق گنده تو اتاق این داره اینور اونور میره ماهم از سر اذیت هی گفتیم فلانی اینو میبینی روح پدر بزرگ شریف شماست خیرات و مبرات براش ندادین اومده یاداوری کنه که آدمای بی خاصیت خیرات بدین اون دنیا دارن منو تهدید به نیمسوز میکننا من هی گفتم و خندیدم اون رفیق شفیقمونم حرص خورد از اینجاش بگم که گریه هاش مونده اینجانب ساعت 8 شب از سر کار رسیدم خونه شامی زدیم اومیم تو اتاقمون یه فیلمی نگاه کنیم اینقدر این جعبه جادویی ما برنامه های متنوع داره که دارم میترکم بماند آقا همین که ما قسمت انتهایی بدن ما تماس پیدا کرد با صندلی یهو یه صدای مهیب ویززززززززززززززززززززززززززززز بلند شد قابل گفتن نیست یه دبل خر مگس از زیر صندلی ما بلند شد لامصب صداشم هلی کوپتریه هی ویزززززززززز وووووووووووووزززززززززز میاد میشینه روی مونیتور کیبورد و ... لامصب انگاری خانه زاد اینجاس تا میام بکشمش ناپدید میشه این کتاب مسخره رو که میزارم رو میز میبینم سرو کلش پیدا میشه خدایی خدا هم ترکونده مارو نذاشت به یه روز برسه در ابعاد 2برابر نصیب خودمون کرد اون بلای آسمانیرو از حرصم این پست رو نوشتم الانم اومده نشسته رو مونیتور عین تیله اینور اونور میره بماند تا بعد فعلا Patriot سلام ای وای ی ی ی ی ی ی ی جریمه میشویم شرح ماجرا ؟!!؟ بگم که آقا ما هرچی میکشیم از دست این عید اصلا نباید عید بشه چون عید که میاد مصرف بنزین ماشین میره بالا مصرف پول توی جیب میره بالا مصرف قرص اعصاب بصورت باینری اضافه میشه مصرف مغز آدم هم زیاد میشه و در عین حال میرسیم به مهمترین نکته مصرف قبض جریمه پلیسها هم میره بالا این آدمو میسوزونه میگفتم اعضای خانواده تصمیم گرفتن که پرده های خونه ما باید تعویض بشه ما هم در نقش یک راننده وفادار دو دست خود را بلند کردیم و روی 2 تا چشممون قرار دادیم که ای کاش چشمانمان 4تا میشد و این کار رو نمیکردیم بماند رفتیم یه جایی که اگه وای میسادیم پلیس جریمه میکرد اگر راه میرفتیم ماشینا بهمون میمالوندن ( نخند میمالوندن به ماشین کم جنبه های منحرف ) بماند ما یه جای پارک مختصر پیدا کردیم و به یمن زور و ضرب ماشین رو چپوندیم توی اون 30 سانت جا داشتیم برای خودمون از موسیقی لذت میبردیم که یهو موبایل محترم شروع کرد به جیغ و داد احضار شده بودیم به مغازه مورد نظر برای اعمال سلیقه و در عین حال برای امضا کردن و پرداخت پول های بینوا در همین حال آقای پلیس محترمی داشت از کنارمون رد میشد آقا برگشتیم بهش گفتیم سرکار اینجارو که جریمه نمیکنید کنار خیابون و روز تعطیل و .... گفت نه آقا خیالت راحت جریمه سیری چنده برو راحت باش منم عین پسرای خوب به این حرف گوش دادمو اومدم تو مغازه بماند که اون ده دقیقه تبدیل شد به یک ساعت و اون یه تخته پرده شد 3تا پولشم که قربون این مغازه ها برم بگذریم پرده ابتیاع شد و دوختش هم برنامه ریزی شد و ما خندان برگشتیم به سمت ماشین از 40 متری که به ماشینا نزدیک میشدیم دیدم یه چیز سفید زیر برف پاککن ماشینا داره بال بال میزنه قلب ما هم همینطوری ضربانش میرفت بالا نزیدک تر نزدیک تر و ............................ وا مصیبتا چشمتون روز بد نبینه یه قبض خوشگل جریمه زیر برف پاککن ماشین بود و یا جای ت ف خیلی بزرگ روی در ماشین مارو میگی کارد میزدی خونم در نمیومد دنبال پلیسه بودم که همونجا با ماشین از روش رد بشم راحت کنم خودمو از شر این آدمای دروغگو دیدم در همون حال یه آقای دیگه هم اومد سوار ماشینش بشه تا قبض و دید شروع کرد آی مرتیکه .............. و ............... و ................ و ................ و !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ما هم که در همون حال محو جمال و جبروت تعدد سیبیل این آقا و تعدد الفاظ دلنشینی بودیم که ایشون تلاوت میکردن خلاصه سوار شدیمو برگشتیم البته با جیبی خالی و یه قبض خوشکل جریمه روی برف پاککن ماشین خریدو اینا که از ملزومات عید هستشو هیچ مشکلی نیست اما هرچی فشار نداشته باشه اون قبض جریمه بیخودی که بهمون عنایت کردن خیلی فشار داشت از بس پلیسای ما راست میگن از بس که وجدان کاری دارن و از بس که خونوادشونو دوست دارن چون هرکسی رو که اونجا دیدم به هوای حرف این جناب پلیس ماشینشو گداشته بودو رفته بود و در برگشت با قبض جریمه مواجه شده بود در اولین مورد اقوام مونث این جناب سروان وظیفه شناسو مورد برخورد قرار میداد بماند که خیلی دلم سوخت برای اقوام جناب سروان ولی خدایی هم حساب کنیم وقتی یه حرفی میزنی این حرفو باید خودت قبول داشته باشی و تمام اما از اونجایی که اینجا ایرانه و کشور هپلی هپوی کامل هستش آقا پلی مهربون ما هم حرف خودشو قبول نداشت و مارو مورد جریمه قرار داد تنها نتیجه اخلاقی که از این مورد میشه گرفت این بود که در مورد پلیس ها هم باید رفتار آقا غول محترم رو بنای کار قرار داد که هرچی گفتن شما برعکشسو انجام بده و مطمدن باش که بد نمیبینی اینم از آپ ایندفه که برقرار شد پس تا بعد فعلا Patriot خماری و سر درد صبح فرداست چرا ما ایرانیا چرا چرا چرا ما ایرانیا اینقدر توی دنیا بی اعتبار شدیم علتشو فقط و فقط میشه توی حماقت دولتمردان این کشور فلک زده پیدا کرد کجاس اون ایرانی که تا اسمش میومد همه با علاقه به جزئیات حرف گوش میدادن کوش اون ایرانی که اسمش موجب مقبولیت یک موجود بود کجا رفت ایران زمان کوروش ایران زمان هخامنشی ایران زمان پ ه ل و ی اون ایرانی که همه غبطه عظمت تاریخش رو میخوردن همه دوست داشتن یکم از اون تاریخ همیشه روشن توی کشورشون اتفاق میوفتاد چرا به خاک سیاه نشستیم میگم چرا بخواطر اینکه فرهنگمون رو کشتن دین اهورایی مارو از بین بردن پاکی کردار و گفتار و پندار رو از ما گرفتن با دژخیمان اگر شکنجه اگر بند است و شلاق و خنجر اگر مسلسل و انگشتر با ما تبار فدایی با ما غرور رهایی بنام آهن و گندم اینک ترانه آزادی اینک سرودن مردم امروز ما امروز فریاد فردای ما روز بزرگ میعاد بگو که دوباره میخوانم با تمامی یارانم گل سرود شکستن را بگو که بخون میسرایم دوباره با دل و جانم حرف آخر رستن را بگو به ایران بگو به ایران چرا باید یادو خاطره آریوبرزن بزرگترین سردار ایران توی خود ایران خاموش بشه و فقط یاد چنتا جوجه طلبه بی خاصیت توی مملکت ما همیشه باقی بمونه چرا باید بازسازی قبر نکبت گرفته فلان آ خ و ن د برای ما اهمیت زیادی داشته باشه ولی به زیر آب رفتن مقبره بزرگترین مرد تاریخ ایران برامون اهمیت نداشته باشه چرا باید برای قبر یه آدم همیشه روسای ممالک دیگه برای ادای احترام دسته گل آنچنانی ببرن ولی برای قبر تنها پایدار نگهدارنده ایران زمین یه تیگه برگ خشک و خالی هم نبرن میدونین همه اینا بخواطر چیه بخواطر اینه که ما فرهنگمونو به اعراب فروختیم برای اینکه فرهنگ قدیمی خودمونو فدای فرهنگ ناپخته و نا کارآمد اعراب کردیم علتش اینه که فرهنگ ما برامون اهمیتش از یه اسمم کمتره که اگه همینقدر هم ارزش داشت هیچوقت از بین نمیرفت کشورایی که به زور سنشون به 300 سال میرسه برای نابودی یاد فرهنگ بزرگ ایران هزار هزار کار میکنن اونا میخوان فرهنگی رو از بین ببرن که بیش از 2500 سال قدمت داره یعنی اون زمانی که اونا داشتن با گوشت سگ خودشونو سیر میکردن ایران و ایرانی داشتن خودشونو مجهز به بهترین علمها میکردن بهترین زندگی رو داشتیم بیشترین آبرو رو داشتیم قوی ترین فرهنگ رو داشتیم بخدا بخدا بخدا مشکل ما غرب زدگی نیست مشکل ما عرب زدگیه چقدر بد بخت شدیم که داریم از فرهنگ یکسری قوم جاهل پیروی میکنیم قومی که فقط 17 نفر با سواد داشت توی زمانی که ایران داشت باشکوه ترین دوران تمدنشو میگذروند بیشترین تعداد دانشمندارو داشتیم بهترین علمها توی ایران تدریس میشد چی شد که اینطوری به فنا رفتیم چی شد که توی دنیا به بیچارگی مشخص شدیم و نام بیچاره گرفتیم چی شد اون ایرانی که هر جا میرفت از غرب تا شرق دنیا برای احترام بهش تعظیم میکردن چی شدیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هیچی نشدیم فقط فرهنگمون رو مثل یک جنس بنجل به پست ترین فرهنگ تاریخ فروختیم اون زمانی که اعراب بچه هاشونو زیر خاک میکردن اونم زنده زنده ایران داشت از اولین قوانین حقوق بشر روی زمین پیروی میکرد چی شدیم که هرجا میریم به چشم بدبخت و بیچاره نگاهمون میکنن بدبخت و بیچاره ای که همیشه یا در حال دزدیه یا در حال آدم کشیه یا در بهترین حالت در حال خودفروشی بیچارخ شدیم و این بیچارگیم فقط و فقط به گردن خودمونه چون از روی شکم سیری هر کاری رو کردیم و الان که به تهش رسیدیم و بوی گندش داره زمین و زمانو برمیداره به فکر درست کردنش افتادیم فقط یاد گرفتیم ناله کنیم ناله از ظلم ناله از جور فقط اینرو آخر نوشته هام میگم که یه فردی چند سال قبل گفت ولی هیچکسی بهش اهمیت نداد روحش شاد وقتی نمیتونی فریاد بزنی ناله نکن !! خاموش باش !! قرن ها نالیدن به کجا انجامید ؟؟ تو محکومی به زندگی کردن تا شاهد مرگ آرزوهای خودت باشی . اونم فقط و فقط به این علت که جرات فریاد زدن نداشتی ((( خیلی وضع بدیه )))
| Design By : Night Skin |


