تبليغاتX
زندگینامه من


زندگینامه من

The man who never smile

دو دهه و اندی سال پیش

یه روزی

یه جایی

یه بیمارستان تو قلب تهران

یه بچه به دنیا اومد

پس و پیش سنش رو بیخیال شید

ولی الان اینجاس

الان دقیقا من نیم ساعته  وارد یک سال دیگه از عمرم شدم

شدم .......................  ساله

خداکنه بهتر از سالهای قبلیش باشه

فعلا که ۱٪ بهبود موقعیت داشتیم

تا چه شود

فعلا

راستی

تولدم مبارکه ها

بماند که فقط یکی اینجا یادش بود یکی  

دستش درد نکنه

میرم بخوابم که خیلی خستم

فعلا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اگه گفتین چند ساله شدم ؟ جوابش تو همون پست هست

نوشته شده در 87/01/29ساعت 0:31 توسط <-sherwin->| |

هوس کردم

هوسی بس هولناک

هوسی  وای چه شود

هوس مزه گس شراب های کهنه

حیف که نمیشه

نمیشه

بابا مملکت اسلامیه

یکی به من بفهمونه

ای تو روح پدر و پدر بزرگشون

فعلا

میرم با این هوس منکراتیم بکپم

کاری ندارید

فعلا

 

نوشته شده در 87/01/29ساعت 0:15 توسط <-sherwin->| |

سقفمون افسوس و افسوس             تن ابر آسمونه

یه افق یه بی نهایت                   کمترین فاصلمونه



 

 اضافه شده در ساعت ۱۱:۳۳ شب

اینطوری بود که اونطوری شد و به هیچ جا نرسید

امشب از خودم ترسیدم

وحشت کردم

مثل بچه ای که از پدر مستبدش میترسه و خودشو خیس میکنه

ساعت نه و نیم شب گفتن بهم برم یه بسته امانتی و از غرب تهران در واقع شمال غرب تهران بگیرم

اینا بماند

داشتم تو اتوبان همت میرفتم

زندگیم مثل یه فیلم با سرعت آهسته از جلوم رد میشد

بچگی ها و خونه خاله تو شمال

بازی های بچگانه

کنجکاوی در مورد چاه آب کنار حیاط خونه و ترسونده شدن توسط پدر و مادر که نری میوفتی توش و فلان و فلان

درخت گلابی جنگلی خونه خاله که همیشه تابستونا پاتوق ما بچه ها بالای شاخه های بزرگ اون بود

مدرسه

بزرگ شدن

عاشق شدن

ضربه خوردن

خورد شدن

نا امیدی

بریدن از همه چیزو همه کس حتی از عزیز ترین افراد

یه لحظه به خودم اومدم دیدم ماشین داره خشتک خودشو پاره میکنه

۱۴۰ تا سرعت داری اونم ته ته اتوبان همت چراغ قرمز جنت آباد

بماند که چه خاطره هایی اونجا تو یادم زنده شد که هیچ وقت هیچ وقت دوست ندارم دوباره زنده بشن برام

من همیشه اینجوریم

سرعت رفتن با ماشین آرومم میکنه

رفقا همه میترسن از این احوالات من

نمیدونم چرا

سرعت که میرم میخ میشم به جاده

ذهنم قفل میکنه رو جاده

قیافمو اگه ببینید فکر میکنید دارم تو خلسه غوطه میخورم


خدایی عجب پست شلم شوربایی شد

یلدا جان اگه اینجارو میخونی بدون اومدم تو وبلاگت ولی نتونستم کامنت بزارم

باز نمیشه

شعر زیبایی بود

تا بعد

فعلا

patriot

نوشته شده در 87/01/27ساعت 19:47 توسط <-sherwin->| |

از همون سایتی که زیرشه برداشتم اینم حق کپی رایت

از همین سایتی که زیرش نوشته برداشتم

اینم برای ادای حق کپی رایت

نوشته شده در 87/01/26ساعت 8:31 توسط <-sherwin->| |

سلام

یه دعا دارم

الهی برسون یه نیمسوز ردیف و تیغ دار و حرارت بالا

و برسون یه آدرس سر راست از خونه این مردک وزیر پست و تلگراف و تلفن

میخوام با نیمسوز یه حالی به حوولش بدم

مرتیکه زبون نفهم

sms انگلیسی شد صفحه ای ۲۳ تومن فارسی شد صفحه ای ۸ تون

یه فارسیشم اگه بخوای بدی زیر ۳صفحه که نیست

ای بر پدر مارد جناب شوت العلما لعنت

مرتیکه های خر زبون نفهم

همه چی داره سر به فلک میزاره قیمتش

حالا همه برید تو ا.ن.ت.خ.ا.ب.ا.ت رای بدید

برید

برید به مملکت این مردک

تا بعد

من میخوام حرص نخورم

ارواح عمه خانوم عزیزم

تا بعد

 پی نوشت : این آهنگ جدید وبلاگه تا چند روز دیگه عوضش کنم

خیلی خوشم میاد از این آهنگ نمیدونم چرا

هرکی میدونه به من خبر بده

فعلا

 آقایون و خانومای محترم

خدایی بیاین یه حرکتی انجام بدیم برای یک روز هم که شده sms ندیم 

چیزیمون که نمیشه

باید پوز  این کثافتارو به خاک مالید

خدایی اینکارو بکنین

 

نوشته شده در 87/01/23ساعت 12:12 توسط <-sherwin->| |

به به

سلام

مبارکها باشه ایشالا به پای هم پیر بشینو با هم بمیرین به سلامتی

ردتونم از توی روده های کفتارای  پایین محله قبرستون پیدا کنن

دیگه چی کم داشتیم تا این ایران درست بشه

ای جان درست گفتین

انرژی ه.س.ت.ه.ا.ی  ( والا بهش بگن انرژی ت.خ.م.ا.ت.ی.ک بهتره )

برید یا برین هیچ فرقی نمیکنه دیگه هرکاری کنید فایده نداره  

حالشو ببرید

گشنتونه

بیجا میکنید گشنتونه باید برید یه بسته ا.و.ر.ا.ن.ی.و.م بگیرید با خانواده در کنار هم بخورید حالشو ببرید

بعدشم منتظر باشید تا باز براتون خبرای خوب بیارن

هی بگید ایران بد جاییه

مرجان حالا هی بگو ایران بده

ببین چیقدر به فکر ما هستن

دارن برنج اورانیومی میارن سر سفره هاتون شما هی نا شکری کنید

درست نمیشید دیگه

نفت و آوردن سر سفره هاتون دیدین چی شد ملت چربی خونشون رفت بالا دسته دسته مردن

حالا میخوان با اورانیوم شمارو اصلاح نژاد کنن

بده

برید برید تا عذاب الهی نازل نشده سرتون نماز شکر بخونید حالشو ببرید که دیگه کسی گشنه نمیمونه

بعدشم صحبتای مرد ه.س.ت.ه.ا.ی. ایرانو گوش کنید

من برم نماز شکر رو به جماعت بجا بیارم

فعلا

حالا میخواستیم متحول بشیما

بماند

یه بار 1000 بار نمیشه

بالاخره باید یجوری پی پی بشه به این اعصاب ما دیگه

فعلا

فکرای خوب میکنیم

ما همه چیمون درسته

آدم گشنه نداریم

آدم لخت و عور نداریم

بماند

ما داریم تو عین راحتی زندگی میکنیم

مرجان کجایی به فریادم برس

 

نوشته شده در 87/01/20ساعت 21:23 توسط <-sherwin->| |

 

سلام

مرسی از امیدواری دادنهای همگیتون دوستان عزیز

آی مردم

ضایع شدم همچین توپ که فکر نکنم تا چند سال دیگه کسی اینجوری حالش گرفته بشه

چی شد

هیچی

نصفه شب بود خواستیم بخوابیم

گفتم برم بهداشت فردی رو که یکی از واجبات فردیه به اجرا در بیارم بعدش برم بخوابم

کور مال کورمال رفتم توی دستشویی محترم

مسواک عالیقدرمونو برداشتیم

یه مقدار متنابهی خمیر دندون روش زدیمو شروع کردیم به مسواک کردن اون 32 تا دندون ردیف و نیمه ردیف تو دهنمون

یهو چشتون روز بد نبینه

دیدم دهنم کف کرده اندازه یه طشت رخت شویی و بوی روح نواز نعنا تو روشویی به مشام میرسه

در عرض 3 ثانیه دهنم تلخ شد و واویلا دیدیم همینجوری دارم کف میکنم

به خودم که اومدم میدونید چی دیدم

پدر محترم خمیر ریش رو گذاشته بود جای خمیر دندون بعدشم خمیر دندونم گذاشته بود تو قفسه وسایل اصلاح

یه 10 دقیقه ای داشتم با فشار تمام دهنمو میشستم ولی بازم احساس بدی دارم انگار دهنم کاملا پر کف مونده

حالا نصفه شبی شاکی اومدم از اون تو بیرون دارم میپرسم که آی اهالی محل کی این کارو کرده دیدم همه خوابن و اگه یکم دیگه به این حرکات ادامه بدما سرم از تنم جدا میشه به همین راحتی

در نتیجه خودمو سنگین نگهداشتم رفتم با دهنی کف کرده خوابیدم ( کفارو شسته بودم ولی احساس کف کردگی داشتم )

ولی خدایی میگم متوجه شدم که وقتی میگن طرف کف کرد چجوری میشه

اینم از ضایع شدن ما در راستای سال 1387 هجری شمسی

بماند تا بعد

فعلا

Patriot

نوشته شده در 87/01/19ساعت 20:30 توسط <-sherwin->| |

سلام

اسم وبلاگ رو عوض کردم

چون میخوام زندگیمو عوض کنم

میخوام روش زندگیمو تغییر بدم

تا حالا فقط به مشکلات فکر کردم از الان بیخیال همه چیز میشم

میشم یه آرمانگرا البته آرمانهای خودمو هم دنبال میکنم به آرمانای دیگران کاری ندارم

برای خودشون محترم اون آرماناشون

من تغییر میکنم

(آقایون و خانومای محترم اسم وبلاگ منو در صورتی که دوست دارید به این جدیده تغیییر بدید

ممنون میشم )

دیگه نه خسته میمونم نه دلزده

فقط دلزنده

پس تا بعد

 

نوشته شده در 87/01/18ساعت 0:44 توسط <-sherwin->| |

سلام

1-     عید هم تموم شدو رو سفیدیش به اونایی موند که توی این عید عشقو حالشونو کردن

2-     از بعضی از افراد متنفرم از بعضی از افراد هم بدم میاد اما اما مشکل اینجاس که 2گروه بالارو شاید بتونم تحمل کنم اما یک سری از افرادی که تو دسته بندی من دوست دارم سر به تنشون نباشه ها و نمیتونم تحملشون کنم همیشه با من هستند و نمیشه هم کاریش کرد

چوب 2سر نجس شنیده بودین الان میتونین احساس منو درک کنید

من بالاخره در معیت خانواده و اقوام تونستم از تهران گور به گوری بزنم بیرونو برم شمال تا یکم تمدد اعصاب داشته باشم ( که عمرا این آخریش به من بیاد )

بماند

رفتیم و چند روز اول خوب بود

اما و آما بقولی

جای شما خالی نباشه اولاش حالشو بردیم

ولی حیف از طبیعت زیبای شمال با شالیزاراش که همشو دارن خشک میکنن

روبروی جایی که ما همیشه میریم ( یه کلبه درویشی هست بفرمایید در خدمت باشیم بی تعارف میگم )

یه شالیزار بزرگ بود

ولی الان ازش چی مونده

هیچی

همشو خشک کردن توش درخت تبریزی کاشتن بخواطر اینکه دولت فخیمه برنج رو از سبد حمایتیش حذف کرده و اون شالی دارای بد بخت هم نمیتونن روزی حداقل 30000 تومن پول کارگر بدن تا بیان شالیاشونو بکارن

اینطوری میشه که پوفففففففففففففففف

همه چی خشک میشه توشم درخت میکارن

اینا بماند

بدی مسافرت میدونید چیه

اینه که یه بچه زبون نفهم و بی تربیت  باهات باشه که نتونی بهش بگی بالای چشت ابرو

چند روز اولش خوب بود تا قبل از نق نق کردن و زر زر کردن فرد معلوم الحال

که روز آخر اینقدر عصبانیم کرد که میخواستم از وسط 2 تیکش کنم بدم سگا بخورنش تا دیگه پیداش نشه

ای اعصاب من میریزه به هم وقتی یه آدمی که راحت از من 18 سال کوچیکتره به من بی احترامی میکنه و آدم بزرگتر از اون هم بی اهمیت میگذره از کنارش و تازه به من این وسط میتوپن که هوی فلانی آدم باش

دقیقا بعد از این مسئله بود که روح آزادی طلبی من به فریاد در اومد و در یک حرکت انتحاری قصد دارم تا با این فرد معلوم الحال قطع رابطه کنم

اونم بعد از اینکه به این فرد و خونوادش خیلی کمک ها کردم و خیلی هم بهشون اضافه تر از کوپنشون کمک کردم ( مالی نه ها کمک فنی )

و این فرد بدون در نظر گرفتن هر گونه ادب حق منو کف دستم گداشت و یه تف ( اونم چرکی سیگاری ) پرت کرد روی تمام اون کارا

منم از اونجایی که فقط یکم

فقط یکم ها نه بیشتر آدم  سر سخت و رکی هستم قرار گداشتم با خودم که دیگه با این فرد معاشرت نکنم تا

آدم بشه

یا حداقل درک کنه که احترامی که دوست داره بهش بزارن یه  جنبه مقابلی هم داره و باید احترام بزاره تا احترام ببینه

بگذریم

آدم باید شعور داشته باشه و شعور هم یک چیز به واقع ذاتیه و بعضی ها از این امر بی بهره

( ای کسانی که ایمان آوردید و در فامیل من هستید این حرفها بین خودمان باید بماند . مرسی )

آقا بد بخت شدیم

الانه که بچم بیوفته

سقط شد رفت پی کارش

امروز پاشدم رفتم جمهوری کار داشتم

یه صحنه دیدم ( فکرتونو درست کنید . منحرفینا ) . وا مصیبتا

پیراشکی خسروی بسته بود

سر درشم برداشته بودن

من الان ویر پیراشکی خسروی کردم و بچم داره میوفته بد جور

ده بیکار بودین

اون مغازه از چند دهه پیش اونجا بود امروز دیدم که دیگه نیست

بستنش رفت

خدایی جایی بود که توش کلی خاطره داشتم

هم خاطره های خووووشمزه هم خاطره هایی بد مزه

خاطره دوستم که بعد از حدود 20 سال دوستی رفت کانادا و اونجا زندگی کرد

خاطرات روزایی که یکم سرخوش بودیمو میرفتیم بیرون با بچه ها

همش پوف

رفت

فقط یه یاد کم رنگش برام مونده که اونم قول نمیدم تو این روزگاری که داریم زندگی میکنیم توش از ذهنم پاک نشه

بماند

ولی من هنوز پیراشکی خسروی میخوام

اینم از آپ ایندفه که خیلی جریاناتش برام فشار داشت

سیب جان اینم آپ

یکم دیر میشه ولی قطع نمیشه

فعلا

Patriot

نوشته شده در 87/01/17ساعت 15:10 توسط <-sherwin->| |

اینو صد در صد بخونین

خدایی راستشو گفته دیگه

(( منو تحقیر کنید ))

نوشته شده در 87/01/15ساعت 10:5 توسط <-sherwin->| |


Design By : Night Skin