زندگینامه من
The man who never smile
3:10 to Yuma سلام یه حس شدید نافرم به من هجوم میاره وقتی این فیلم رو میبینم فیلمی با نشون دادن درماندگی شدید یک مرد خورد شدن یک مرد توسط پسری که بزرگش کرده قبول کاری که مرد میدونه شاید آخرش بمیره ولی برای پرداخت بدهیش اون کارو قبول میکنه اعصاب من واقعا خورد میشه وقتی که تو یه سکانسی از این فیلم پدر به پسرش میگه که روزی میرسه که خودت پا جای پای من بزاری ولی پسره میگه من هیچ وقت این کارو نمی کنم خیلی سخته خیلی سخته عمری خودتو بکشی برای بزرگ کردن یه آدم ولی بعدش یهو ببینی که فاتحه بقولی طرف برای کارات و اعمالت هیچ ارزشی قائل نیست نمی خوام بگم من بعضی وقتا اینجوری نیستم این فیلم دقیقا داره الان توی زندگی خود ماها تکرار میشه نسل ما پدرامونو کمتر قبول داریم پدرامونم خیلی کمتر ماها رو قبول دارن هر کاری میکنیم که بتونیم حداقل یکم جلوی این نسل قدیمی در بیایم نمیشه همیشه یه دیورا به اسم سن و سال و تجربه توسط این افراد روی سر ما خراب میشه بابا من با این چند سال زندگیم تو این جامعه کوفتی چیزایی رو دیدم که میتونم به صراحت بگم پدرم تو این چندین دهه عمرش شاید حتی یه نوک سوزنشم ندیده باشه ولی تا میایم حرفی بزنیم با حرفاشون تو دهنی بهمون میزنن که اوهوی تو چی میدونی هنوز سنت نصف سن تجربیات ما هم نیست بعدش میای برای ما ادعای فضل میکنی ای بابا تجربه مرد رو گورش یه توالت ساختن به بزرگی دنیا تا همه اهل دنیا بیان روی اون خودشونو تخلیه کنن بابا بیخیال خفه کردن مارو از بس گفتن تو نمیفهمی ما بیشتر میدونیم حتی وقتی که با سند و مدرک براشون یه چیزی رو اثبات میکنیم اینقدر خوب کوچه علی چپ رو پیدا میکنن که باورت نمیشه یجوری هم قیافه میگیرن که احساس میکنی تو الان با این حرفات و مدارکت فحش ناموسی به اینا دادی بعدشم در حالی که تورو به یک طرف عضو مبارکشون هم حساب نمیکنن میزارن میرن و تو میمونی و ماتحتی سوخته از برای اونهمه تلاش و مدرک در آوردن که شاید مقبول این نسل یک دنده بیوفته که نیوفتاد نمیخوام بگم من قبولشون ندارم یکسری از کاراشونو قبول دارم ولی نه همشو ولی این نسل میخواد بزور به ما بقبولونه که اوهوی بچه تمام کارای ما درت بوده و تمام کارای تو خراب خیلی برای خودم پیش اومده که اطرافیانم میخواستن کارایی بکنن و من حداقل یکم توش سر رشته داشتم ولی از بس این اطرافیان ما بقولی خودشونو علامه دهر حسا بمیرکدن که هیچی به ما نمیگفتن در حالی که قبلش از این مسئله کلی با ما حرف میزدن و حرفای مارو مثلا گوشم میکردن و در ظاهر راضی هم میشدن بعدش میگفتن بابا تو داری چرت و پرت میگی زدی تو جاده خاکی برو بابا بعد از چند وقت میدیدم که ای بابا همون چیزایی رو که من گفتم دارن انجام میدن بعدشم که بهشون میگفتم من که گفتم اینجوری کنی بهتره میگن : هان ؟ نفهمیدم ؟ تو گقتی ؟ چرت نگو بچه ما اینو از یه متخصص پرسیدیم تو که اینکاره نیستی . بعدشم باز مارو به همون عضو پیوند میزدنو میرفتن پی کارشون . بعدش باز هم من میموندم و ماتحتی سوخته از اونهمه اطلاعاتی که بی دلیل به این افراد دادم بعدشم مزدم شد یه حواله بدنی بماند از چند وقت پیش بود که تصمیم گرفتم کاری به کارشون نداشته باشم حالا اگه کارشونو درست انجام بدن خوشحال میشم و میفهمم که نه بابا اینا هم یه چیزی بارشونه ولی وقتی کارو خراب میکنن و میان از آدم سوال میکنن که چیکار کنیم تا درست بشه اونوقته که حرف آدم رو با طلا مینویسن رو سرشونم میزارن و حلوا حلوات میکنن بعدشم میتونی یکم ناز بفروشی که نمیدونمو از این عشوه اومدنا و یکم اذیت کنی تا متوجه بشن که بابا اینا هم یکم از شما بیشتر ندونن کمتر خدایی نمیدونن عجب پستی شد ها؟ نه ؟ از فیلم رسید به زندگینامه کاری باری فعلا حق به حقدار رسید کسر ۶ امتیاز بد بودن داوری همه و همه نتونست از لیاقت قهرمانی این تیم کم کنه داشتم جوشکاری میکردم عینهو یه کارگر متشخص ( آخه این شهرداری اومده جوق کوچه مارو درست کنه زد پل جلو خونرو ترمال کرد رفت ) جونم برات بگه داشتم جوش میدادم که تموم شد یهو کارا نمیدونم چطوری اومدیم تو تا رسیدم این آقای کریم آقا پاس گلو دادو تموم اینقدر داد زدم و خوشحالی کردم که بابام برگشته میگه خوبه یکم کمتر داد بزن بتونی نفس بکشی خدایا شکرت قطبی دمت گرم پرسپولیس ممنون فعلا این شعر رو از وبلاگ human right برداشتم با اجازه کلبه احزان شود روزی گلستان ؟؟ گه نخور ۱- باباجان توکه عرضه نداری شرمنده !! گه نخور . ۲- مخاطب خاص داره که عمرا اینجارو بخونه . سلام بسی اعصابمان تخمی است ( این پست را حمل بر بی ادبی این جانب قرار ندهید ) یه پسری یه جایی تو یه شهری توی یه خونه و توی یه خونواده به خودش اجازه میده قبل از ازدواج هرچقدر دوست داره با زنان دیگر ثکص داشته باشه ولی وقت ازواج که میرسه یهو یادش میاد که ..... مادر محترم دنبال دختری باش که کفش آفتاب ندیده باشه بقول معروف چهار چرخش هوا نرفته باشه چرا ماها اینجوری هستیم آقاجون و ایضا خانوم جان محترم اگه قبل از ازدواج حرکتی زدی منتظر این هم باش که شاید طرفی که باهاش ازدواج میکنی خودش استاد حرکات مختلف باشه بدم میاد جنابان خوانندگان بدم میاد از افرادی که همه زندگیشون شده راضی نگه داشتن اون مغزی خودکار بیک زیر شیکمشون بعدشم با رضایت تمام میاد تعریف میکنه که آره جانم چه حالی کردیم و .... بابا به من چه اصلا دوست داری بقول خودت بزنی زمین بزن آقاجون اصلا کمرت قوت پهلوون ولی جان مادرت تعریف آبدار برا من یکی نکن اگه این کارو دوست داری نوش جونت انجام بده ولی بعدش تو زندگیت یهو نیای بگی که به خاک بر سرمون شد پسر خانومم زید داره منم میگم نوش جونش نیمسوز هم به تهت تا تو باشه اضافه تر از حد معده محترمت گ ه میل نکنی طرف تا حالا بالای 100 تا دوست دختر داشته حالا که وقت ازدواجش شئه بهش میگم خوب یکی از همینارو بگیر میگه مگه کشکه پسر همه اینا یجوری برا تخت خواب بودن من الان یه آکبند میخوام که زندگیمو سرو سامون بده و برام شریک دوران پیری باشه یکی رو میخوام که سالم باشه و بتونه بچه هامو درست بزرگ کنه جل الخالق خیلی خوش اشتهایی بابا دمت گرم بفرما چایی دوم خیلی اعصابم خورده دختره 100 تا دوست پسر داشت و حداقل من 3 تاشو میشناختم که خانوم بعضی شبا رو خونه اونا سر کرده الان که میخواد ازدواج کنه در بدر دنبال دکتره برا بخیه کردن چند ماهی هستش که قضیه ازدواج ردیف شده براش همچین تیریپ مسلمونی زده که دارم شک میکنم نه بابا این بنده خدا کلا جای مریم ب ا ک ر ه رو گرفته تو عفتش نمیشه شک کرد من اینو میگم که ::: آًآجون و بعضا خانوم جون اگه به خودت اجازه میدی هر کاری دوست داری رو انجام بدی هیچ وقت فرد مقابلتو زیر فشار نزار که تو نه و فلان و بهمان اگه خودت صکث دوست داری و انجامش میدی این حقو برای اون هم قائل باش همیشه خودتو از بقیه جدا نبین که جز خاک بر سر شدنت تو زندگیت هیچ گ ه ی نمیشی مخاطب خاص داره به دل نگیرید این پست رو اگه ننوشته بودما میترکیدم از اعصاب خوردی فعلا ناسا تصمیم گرفته اسم کسانی را که به این مأموریت علاقه نشان دادهاند، جمعآوری کند، در این فضاپیما قرار بدهد و به ماه بفرستد و به عبارتی میخواهد یک تبلیغ آنلاین مؤثر برای این مأموریت انجام بدهد. شما فقط تا 27 ژوئن برای ثبت نام در سایت دانشگاه جانز هاپکینز فرصت دارید. بعد از ثبتنام گواهینامه مشارکتی دریافت میکنید که میتوانید آن را با فرمت PDF دانلود کنید. اعزام مدارگرد اکتشافی ماه یا LRO، نخستین گام ناسا برای مأموریتهای سرنشیندار آینده اکتشافی به ماه و سیارات دیگر است. این مدارگرد یک سال، در مداری در ارتفاع پایین 50 کیلومتری دور ماه گردش خواهد کرد. راستی این مطلب رو تو وبلاگ یه بنده خدایی خونده بودم یادم نیست کجا بود امروز دیدم تو کامپیوترم یه فایل ورد بدون درزو دورز سیو شده دیدم اینه اسم وبلاگشم پیدا کنم میزارم تا حق کپی رایتش سالم باشه فعلا بامدادان خمار دیروز سر دردی داشتم بسیار عالی از نوک مماخ میزد به بصل النخاع میرفت تا عصب سیاتیک بماند دیروز به ضرب و زور قرص سردردو تموم کردیم یکم هم ظهرش خوابمون برد که تقاصشو شب پس دادیم و اصولی خوابمون نبرد از همسایگان محبوبمون بگم که دیشب عروسی داشتن و معلوم نیست آبشنگولی که خورده بودن چند درصد بود ساعت یک نصفه شب یادشون افتاده باید بیان تو خیابون برقصن اونم دقیقا سر کوچه ما منم تازه داشت خوابم میبرد که دیدم یهو داره کل شیشه های اتاق میلرزه ( خونه ما از این پنجره بزرگا داره که شیشه سرتاسری و قدی میخوره ) البته لرزش با صدای عربده آآآآههههههاااااااااااااانننننننننننننننننننن جوووووونم ایول و .... بماند منم که خواب از سرمون پریده بود و البته زورش بیشتر بود اونی که نمیزاشت ما از جامون بلند بشیم همینجوری تو دلم اغلب اقوام نزدیک عروس خانوم و آقا داماد رو ردیف کردم شروع کردم به احوال پرسی حالا مگه اینا کم میاوردن منم این وسط فامیل کم آورده بودم ازشون رسیده بودم به پاسبان محل و کلان تری سر خیابونو بقیه افراد شانس آوردم تمومش کردن وگرنه به خودم هم میرسید حالا اینا رفتن من خوابم نمیبره به یه بدبختی خوابیدم صبح راس ساعت 6 یه از همه جا بی خبر خدانشناس نسناس به ما پیامک داد ( ادب و فرهنگ فارسی !!!!) جاتون خالی تو اون لحظه دوست داشتم این وزیر مخابرات رو بگیرم تا اونجایی که جا داره بزنم القصه سردردی که دیروز به ضرب و زور قرص خابوندیمش الان به قرصم دیگه جواب نمیده لامصب مصونیت پیدا کرده این بود سرنوشت من از دیروز تا الان خدایی سردرد گرفتینم الانا باشه خیلی درهم بود تا بعد فعلا Patriot کدئین بدم خدمتون دستم بگیردستم را تو بگیر التماس دستم را بپذیر درمانی باش پیش از آنکه بمیرم آوازی باش پرواز اگر نیی همدردی باش همراز اگر نیی آغازی باش تا پایان نپذیرم گلدانی باش گلزار اگر نیی دلبندی باش دلدار اگر نیی سبزینه باش با فصل بد و پیرم از بوی تو چون پیراهن تو آغشته شد جانم با تن تو آغوشی باش تا بوی تو بگیرم لبخندی باش در روز و شب من درهم شکست از گریه لب من بارانی باش بر این تشنه کویرم آهنگی باش در این خانه بپیچ پژواکی باش از بگذشته که هیچ آهنگی نیست در نایی که اسیرم آوازی باش پرواز اگر نیی همدردی باش همراز اگر نیی آغازی باش تا پایان نپذیرم لبخندی باش در روز و شب من درهم شکست از گریه لب من بارانی باش بر این تشنه کویرم آهنگی باش در این خانه بپیچ پژواکی باش از بگذشته که هیچ آهنگی نیست در نایی که اسیرم از بوی تو چون پیراهن تو آغشته شد جانم با تن تو آغوشی باش تا بوی تو بگیرم آغوشی باش تا بوی تو بگیرم
وطن یعنی همهاش درگیر، درگیر
وطن یعنی همین بنزین، همین نفت
همین نفتی که توی سفرهها رفت
وطن یعنی همین سهمیه بندی
وطن یعنی کمربند و ببندی
وطن یعنی لیسانس ، علاف، بیکار
کمی چایی ، کمی قلیون و سیگار
وطن یعنی خیابانخواب ، معتاد
پسرهای فراری ، ای داد بیداد
وطن یعنی تموم سهم ملت
یه تیکه نونه و باقی خجالت
وطن یعنی من و تو در محافل
ز درد اجتماع خویش غافل
وطن یعنی اداره، زیر میزی
اگه بیشتر بدی، بیشتر عزیزی
وطن یعنی هزاران پشت کنکور
فدای مدرک از گهواره تا گور
وطن یعنی امیر قلعه نوعی
اونم ما رو گیر آورده به نوعی
وطن یعنی هزاران خونه خالی
زن کوچهنشین، مرد زغالی
وطن یعنی که اصلاحات چینی
وطن یعنی یه روز خوش نبینی
وطن یعنی همین آیینه دق
وطن یعنی خلایق هر چه لایق
وطن یعنی تحمل ، تاب، طاقت
وطن یعنی حماقت در حماقت
| Design By : Night Skin |


