زندگینامه من
The man who never smile
۱- خدا این همسایه بیشرف مارو به درک واصل کنه صبح ساعت ۷ و شب ساعت ۱۰ بوی تریاکش پخشه تو محل مرتیکه قیافش شبیه چی میمونه ولی چال آسانسور خونش محل عیش و عشرتشه حرومزاده ۲- این همسایه بغلی ما هم رسما مارو به ف.ا.ک داده داره خونه میسازه از سر صبح کارگراش دارن داد میزنو شعر میخونن دقیقا ساعت ۱۱ شب انگار دارن طرف رو با انبردست عقیم میکنن شروع میکنه داد زدنو چرت و پرت گفتن ۳- خسته شدم خسته ی خسته از همه چیزو همه کس ۴- خیلی باحاله که روز جمعه جریمه طرح ترافیک بشی نه؟ ۵- فعلا امروز: فقر چقدر تو جامعه زیاد شده خیلی خیلی خیلی کافیه یکم چشمو بگردونیم از کارمون پشیمون میشیم تصمیم میگیریم عین روزای قبل دوباره چشم بسته زندگی کنیم داشتم از جایی برمیگشتم یه آدم رو ماشین بهش زنده بود و مرده بود غلغله آدم بود که چی یکی مرد نگاهش کنیم کفاره واجب بشیم کفاره بندازیم یادم نمیره روزی رو که یکی از این مرده ها وقتی آژیر آمبولانس رو شنید پاشد کفاره هارو جمع کردو الفرار دیروز: پشت ماشینم نوشتم patriot میگه : این چیز شعرا چیه نوشتی میگم : خوب اعتقاد دارم بهش میگه : تو که همش میگی میخوام برم از ایران پس چرا اینو نوشتی میگم : خاکشو دوست دارم گذشته خوبشو دوست دارم کوروش ؛ داریوش ؛ بیستون ؛ ... ر. دوست دارم از مردمش بدم میاد – از اخلاقشون متنفر – از تحقیر بدم میاد – از خرد شدن متنفرم – از اینکه همه جا ببینم داریم همدیگرو پاره میکنیم متنفرم میگه: مخت عیب کرده اینهمه عکس از جاهای این خراب شده رو جمع میکنی بعدش میگی میخوام برم بهدش اونم میچسبونی پشت ماشینت میگم اگه حرف خاک ایران بشه واسش میمیرم ولی برای مردمش و د.و.ل.ت ش عمرا حتی از جام تکون هم نمیخورم خیلی وقته با خودم عهد کردم که کاری به کار دیگران نداشته باشم و خودم باشم و خونوادمو دوستام که میشناسمشون ولی خوب دیگران بهم کار دارن میگم : چه کنم ؟ تعداد عاقلان مملکتم یادم رفته آمار ندارم جزو کدومشون حساب میشم فردا : شاید دیمش اگرم ندیدم چیزی رو از دست نمیدم پیر مردی رو نمیبینم که برای 10.000 تومن داره التماس میکنه میگه زنم پشت در مطب نشسته و منتظره پول ندارم زنی رو نمیبینم که برای سیر کردن شیکم خودشو بچش داره خودشو به قیمت زباله میفروشه پسری رو نمیبینم که بخاطر دختر همسایه با مادرش دعوا و کتک کاری میکنه ولی وقتی دوست پسر خواهرشو میبینه با چاقو دنبالش میدوه راننده تاکسی رو نمیبینم که وقتی ماشینش خراب شد نشست کنار خیابونو شروع کرد به گریه کردن که پول سیر کردن این تخم سگارو از کجام درارم از جلوی بیمارستان پیوند هیچ وقت دیگه رد نمیشم تا آگهی فروش کلیه های 18 ساله و 20 ساله رو ببینم کلانتری نمیرم تا دزدی رو ببینم که کیف پول پیر زنی رو زده بود و داشت از زور گشنگی تلف میشد . شاید بخوام بمیرم شاید بهتر باشه هرگز از مرگ نهراسیده ام هرگز فعلا عجب پلیس بازاری شده این چندروزه بسی با ترس و لرز پامو از خونه میزارم بیرون درحالیکه حتی یه پشه از جنس دیگه هم توی جیبام نیست که کسی بخواد گیر بده ولی شدم عین همون مثل که میگن مار گزیده ها دیگه اینقدر بی علت و الکی گرفتنمون تا فیها خالدونمونو گشتنا یجوری شدم پلیس میبینم کهیر میزنم امروز بالاخره بعد از گذشت ۲ ماه از فاجعه سقوط قطعه سنگ مرمر دیوار همسایه به روی دیش نگون بخت خونمون بالاخره یکی رو آوردیم درستش کنه رفتم از خونه طرف دیش و وسایل رو بیارم همچین طرف آرسن لوپن بازی وسایل رو انداخت تو صندوق که فکر کردم یه لحظه نکنه جنازه چپونده باشه تو صندوق در صندوقو بست گفت برو برو برو ما هم عین بچه حرف گوشکنا راه افتادیم رفتیم حالا جاتون خالی ۴ تا خیابون بیشتر با خونه فاصله نداشتم ولی تو همین ۴ تا خیابون ۴۰ تا پلیس از برادران محترم گشت ارشادو نیروی انتظامی و غیره و غیره دیدیم حالا ماه رمضون هست سر ظهر هم هست ضبط ماشینم روشن هست تو صندوق عقب ماشین هم وسایل دریافت سیگنالهای بی ناموسی بصری و بساوایی هم هست دیگه پیدا کنید که چجوری خودم رو رسوندم خونه دیگه شانس خوب ما که من عمرا آلزایمر هم داشته باشم کیف پولمم تو خونه جا گذاشته بودم البته و صد البته مدیونین فکر کنید که گوشی موبالمم یادم مونده باشه ببرما پول تو جیبمونم در حد یه بستنی آلاسکا که تازه یه لیس ازش زده باشن بود حالا دارم فکر میکنم اگه برادران زحمتکش نیروی انتظامی اگه یهو فیلشون یاد هندستون بکنه و گیر بدن به من چجوری قضیه رو کاکوچ کنم حالا قشنگیش اینه سالی به ماهی پلیس طرفای این کوچه ما پیداش نمیشه حالا یکش دوتا خونه بالاتر از خونه ما وایساده داره بیسیم میزنه آوردیمش تو بالاخره این ذر قبلمه لامصبو ولی خداییش امروز بساط زیبایی برپا بود تو خیابونا امروز زوج بود پلاک ماشین ما هم زوج بود یدونه از این برادران محترم راهنمایی هم وایساده بود سر خیابون اصلی همچین تیریپ لایی کشی رد کردم اون تیکه رو که پلاکو نبینه برام ننویسه آخه توهم ۳ شنبه زده بودم اومدم دنده عوض کنم دیدم نوشته دوشنبه ۱۱/۶/۱۳۸۷ گفتم ای تو روحت که آلزایمر مزمنت اینهمه هم پیشرفت کرده روزاتم از دستت در رفته چه کنم دیگه اگه فردا دیدین اینجا آگهی زدن دنبالمن بدونید رفتم بیرون گم شدم دیگه پیدام نکردن اینجا آگهی دادن این هم از زور زدن امروز ما برای برقراری زندگی فعلا شادباشید ای خدا این فیلم رو باید ۲ سال پیش میدیدم واقعا محشر بود کم پیش میاد برای فیلمی تا این وقت شب وقت بزارم ولی این شاهکار بود ((کتی مورچه اگه اینجارو میخونی حتما این فیلم رو ببین رهایی از شاوشانک)) فعلا I was five and he was six باشد تا ادا در بیاوریم و زمانی بعد ادای خودمان باورمان شود شاید بدین طریق رستگار شویم ولی تنها چیزی که میشویم رست گا است بنابر گفته یک بزرگ هنرپیشگان ما دلقکانی بیش نیستند رحمت به روح پر زورت ای بزرگ تف تو گورت پ.ن من به این میگم اگه بجای اینهمه الهی العفو یکم بگن الهی العقل هم اینورشون درست میشه هم دیگه اینهمه فحش نمیخورن فعلا نمیدونم چرا ولی یهو سر صبحی یاد دوران کودکی افتادم دورانی که ای کاش تموم نمیشد ولی حیف که زود به خاطره ها ملحق شد بیست و اندی سالمونه ولی که چی بچه که بودم از یکسری از آدمها خوشم میومد و از یکسری هم فراری بودم حالا یا بدم میومد یا میترسیدم از مادر بزرگ ناحیه ÷دری خیلی خوشم میومد چون تمامیت یک زن وقار رو داشت همیشه سرحال همیشه خندان و همیشه استوار البته این خانم معلم بود و من قبل از مدرسه تو سن 4 سالگی کلاس اول رو پیشش تموم کردم ولی خوب طبق قوانین آموزش و پرورش نذاشتن استعداد من شکوفا بشه ای تو روحتون پدر بزرگ از ناحیه پدری نماد مردی قدرتمند ولی بس عصبانی شدیدا غیرتی در حدی که رگ غیرتش فکر کنم اون زمان از پلیکا 18 ساخته شده بود ولی از یه چیزش متنفر بودم یهو گیر میداد به یه قضیه آدم رو کلافه میکرد مرده و دستش از دنیا کوتاهه ولی واقعا دوستش داشتم نماد یه مردی بود از با سختی تونست زندگیشو جمع کنه و راه بندازه مادر بزرگ ناحیه مادری عاشقش بودم اینم نماد یه زن سختکوش قدیمی بود ولی زنی با آه و ناله دقیقا نقطه مقابل مادربزرگ پدری هرچی اونیکی یکذره ناله نمیشنیدی ازشو همیشه امیدوار بد این ناامید و آه و ناله دار همینم باعث شد که الان واقعا براش متاسفم چون دستی دستی خودشو نابود کرد همیشه نا امید از آینده ولی خوب اینجوری بود پدر بزرگ ناحیه پدری هم قبل از تشریف فرمایی ما به این دنیا رفتن آن دنیا روحش شاد هیچ وقت یادم نمیره همین مادر بزرگ ناحیه مادری یه همسایه داشتن که راننده بود شدیدا هم عصبانی و همیشه هم اخمو آدم رو یاد جلادا مینداخت ما هم هروقت اینو میدیدیم کرک و پرمون فر میخورد که بابا این دیگه چه جانور خاصیه مادربزرگمون یدونه از این تفنگ های آب پاش برای ما ابتیاع کرده بود تا شاید به راه راست هدایت شویم و آتیش نسوزونیم ما هم این تفنگ رو آب کرده بودیم و زمین و زمان رو خیسونده بودیم این بنده خدا هم داشت چرخ ماشینشو عوض میکردو دستش شدیدا بند بود ما هم دیدیم موقع مناسبیه برای اینکه روابط دوستانه باهاش ایجاد کنیم و یکم صمیمی بشیم عینهو گربه ملوسه آروم رفتیم پشتش و بعد در یک حرکت انتحاری با تفنگ آبپاش مقادیر متنابهی آب ریختیم تو گوش این بنده خدا البته بصورت جت اسپری از طریق لوله اسلحه مذکور بعدش نمیدونم یهو چی شد به آريالا برخورد و دقیقا یک دور در کل کوچه دنبال ما دوید که هوی نسناس این چیکار بود کردی البته با صدایی در حد عربده کشی بماند که با پادرمیانی مادربزرگ محترم قائله ختم به خیر شد ولی تا مدتها وقتی ایشون رو از 500 متری زیارت میکردیم سوراخ موشو 100 تومن ( اون زمان 100 تومن حدود 500.000 تومن الان بود ) میخریدیم و میخزیدیم توش البته دیگه تا آخر عمر این آقا ما نتونستیم روابط دوستانمون رو با این آقا گسترش بدیم و ناکام موندیم معلوم نیست سر صبحی چرا این مسائل یادم امد ولی دوران خوبی داشتیم بدون درد سر و ترس از آینده ولی الان ترسمون از آینده نزدیکه حتی یکساعت دیگه حتی یک دقیقه فعلا **** مورچه کامنت من دستت رسید ؟؟؟؟**** اونسر دنیا گفته ولی اینسر دنیا هم کاربرد داره یا داره بکار برده میشه عدالت ا س ل ا م ی یا ح ق و ق م د ن ی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جزغاله شد و رفت از صبح پاشدی ماشینو بردی تعمیرگاه تا سرویس بشه بعدش میفهمی یه قطعه برقیش سوخته عوضش میکنی شاد و شنگول ولی خسته میرسی خونه تو خونه تو پوزت میزنن که بابا این ماشین با اینکه نوووو ولی خرجش بالاس چیه پیشنهاد دادی یکی نیست بگه آخه اون شرکت حروم زاده قطعه تخمی میبنده به ناف ماشین منو سننه هان خسته میای خونه وقتی نیمسوز بهت میزنن همین میشه دیگه که اعصاب تخیلیت یه تخمی هم بهش اضافه میشه روزتو به فاک میده والسلام یک میلیونو خورده ای تا حالا خرج یه ماشین صفر کردم تا بشه درست سوارش شد هیچی هم اضافه نکردم فقط ریدنی ایرانی هارو برداشتم سالم بستم همین این کارم کردم تازه غر هم میشنوم والسلام خر که میگن شاخ و دم نداره که منم یکیش
We rode on horses made of sticks
He wore black and I wore white
He would always win the fight
Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down.
Seasons came and changed the time
When I grew up, I called him mine
He would always laugh and say
"Remember when we used to play?"
Bang bang, I shot you down
Bang bang, you hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, I used to shoot you down.
Music played, and people sang
Just for me, the church bells rang.
Now he's gone, I don't know why
And till this day, sometimes I cry
He didn't even say goodbye
He didn't take the time to lie.
Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down
کاردينال ريشيلو- سياستمدار فرانسوی
| Design By : Night Skin |


