تبليغاتX
زندگینامه من


زندگینامه من

The man who never smile

باز هم رفتیم شمال

آدم خجسته ندیدید

آهان

حالا دیدید دیگه

شنبه رسیدم تهران

باز ۴شنبه رفتم شمال

خدایا بیا یه کاری کن یا منو بکش یا این دوستامو عقل بده

اینفعه شمالش نطلبیده بود ولی حال داد

عین آمار تو این ۳ روز ۲ روزش خدا داشت اونجارو آبیاری میکرد

حالا روزی که ما میخوایم برگردیم آفتاب شده بود در حد مناطق حاره

بیاو ببین

خیلی نافرمه

بری شمال

بجای ماهی تازه

بری میگو بخری سرخ کنی بخوری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اینم از کمالات رفقای منه

فعلا

شادزی

بخدا همین الان رسیدم

دارم فلج میشم

 

نوشته شده در 87/09/30ساعت 1:42 توسط <-sherwin->| |

به یک عدد انسان مهربان متدین ( نبودم فرقی نداره ) با عاطفه

حیوان دوست و در کل آدم خوب برای نگهداری یک شبه از این توله بی نوا احتیاج مبرم داریم

تحویل در محل دریافت در محل

-----

۲روز رفتم شمال

۲ تا از اون ۳ تا توله رو این مردک بی شعور صاحب زد کشت

بهشون غذا دیر داده بود و بعدشم دیر به دیر اونارو تحریک کرده بود برای ادرار و مدفوع

بیچاره ها از زور روده پر روده هاشون ترکیده بود و مرده بودن

حالا قیافه منو تجسم کنید که اومدم اینارو حالشونو از مرگ حمی برگردوندم بعدش این مردک ابله زد و کشتشون

حالم رفت تو قوطی حسابی

حالم گرفته شد

سفر کوفتم شد میگفتم ای کاش نمیرفتم اینارو نگه میداشتم

ولی خوب

نشد

تو که نمیتونی نگهداری کنی از حیوون بیجا میکنی ۳ میلیون پول پای سگ میدی که بعدشم بزنی بکشیش

خیلی احمقی

فعلا

( آیکون شروین نادم و پشیمان از سفر شمال )

 

نوشته شده در 87/09/25ساعت 9:49 توسط <-sherwin->| |

وقتی از طرف حجت الاسراف والمفسدین دانشگاهتون متم میشی به لائیک بودن اونم بخاطر اینکه نتونست جواب قانع کننده به سوالت بده

با خودت فکر میکنی ؟؟ من لائیکم ؟؟ توکیی؟ من کیم ؟ این چیه ؟ این چرا اینجاس؟

-----

دارم میرم شمال

مجردی

جای همگی خالی

جای سیب هم خالی که دوست داشت مسافرت مجردی بره

برگشتم سر میزنم

احتمالا اونجا هم شاید بتونم به اینترنت دسترسی داشته باشم

اگه شد که فبها

فعلا

شادزی

 

نوشته شده در 87/09/21ساعت 9:40 توسط <-sherwin->| |

اینم عکس جدید خانوم

عاشق طاقباز خوابیدنه هرکاری هم میکنم دوباره اینطوری میشه

فعلا

 

نوشته شده در 87/09/18ساعت 14:49 توسط <-sherwin->| |

اینم از عکسشون

یکروزشونه

وسطی ماده و دوتای دیگه نر هستن

نژادشون گریت دین اصل

خدایی عین بچه آدم میمونه کاراشون

مادرشونم بخاطر یه آدم بی همه چیز و ابله امروز صبح مرد

مردک بی شعور غذا نمیداد به مادر اینا

اونم امروز ما فهمیدیم از سر گرسنگی مرده

فعلا

 

نوشته شده در 87/09/17ساعت 23:19 توسط <-sherwin->| |

مهمون جدید برام رسید

بعد از انواع پرنده های کوچیک و بزرگ

امروز ساعت ۶ صبح ۳ تا توله گریت دین ۳ روزه رسید بهم

فعلا داریم پرستاری میکنیم

ولی خوب شیر میخورن

فعلا

عکس هم میزارم ازشون بزارین چشماشون باز بشه

فعلا

نوشته شده در 87/09/17ساعت 9:26 توسط <-sherwin->| |

 

امروز سر صبحی فرستادنمون دنبال کار

پول

آژانس هواپیمایی

بلیط

پاسپورت

و .......

بماند

زنگ زدم دفتر مرکزی شرکت هوایی KLM

میگم فلانی هستم یه بلیط برای .... میخوام تو نزدیک ترین تاریخ

طرفبا یه لحن بد

نداریم نزدیکترینش 16 دسامبره و فلان

بعدشم تق – قطع شد

خوب

این از این

رفتم بانک

سلام ..... هستم میخوام برداشت کنم

چقد؟؟؟؟ دقیقا همینطوری . چقد میخوای؟؟

من : 2میلیون

لحن برگشت  آقای فلانی شما بفرمایید من الان میرسم خدمتتون

چی میخواین

تراول یا نقد

فلان و فلان و داری میای بیرون همچین با احترام رد میکننت

دفتر هواپیمایی

فلانی هستم

بشینید تا سرشون خلوت بشه

حالا خانوم دارن چیکار میکنن با دوست پسرشون دارن صحبتهای عاشقانه میکنن

بعد نیم ساعت بفرمایید ( ترکیبی از عشوه و پشت چشم نازک و بزارید روش )

برای .... بلیط میخواستم

( بازم لحن عوض شد  )  شرمنده خیلی منتظر موندید امر بفرمایید

کارم خیلی فوریه و لازم دارم

گفتن تا 16 بلیط نیست

اشتباه کردن شما چند لحظه صبر کنید

تق و توق و تلفن و دارم به صدا گوش میدم : خانوم  فلانی آقای فلانی .... از مشتری های بهمان ما هستن میخواستیم لطف کنید و ....

فلان و بهمان و یه چند دقیقه حرف پشت سر هم

دست شما درد نکنه شد 6 دسمابر پس ( 10 روز اختلاف )

ودیعه چقدر میدید

این ......قدر

فرمو پر کردو حالا داره رزرو میکنه

شما بفرمایید باهاتون تماس میگیریم

هیچی دیگه

اینقدر این پول برای اینا مهمه و احترامت سر جاش میمونه که حد نداره

اینقدر احترام داری که طرف صاحاب آژانس با ماشین خودش بلیط رو میرسونه دم در خونت و کلی هم شرمنده و ... میگه

میدونید احترام خوبه ولی قضیه شده قضیه ملا

آستین نو تو بخور شده کارامون

اگه مثلا میگم با کسری پول میرفتی اونجا همچین باهات برخورد میکرد که انگار اومدی گدایی

ولی وقتی پولو درسته میزاری روی میزشونا همچین بهت احترام میزارن که خدا داند

وقتی میری بانک و پول زیادی رو داری میزاری به حساب اینقدر باد میکننت که رییس بانک شماره مستقیم خودشو میده که باهاش تماس بگیری رو زحمت ندی به خودت تا بری بانک اونا وظیفشونه کارو راه بندازن

ولی وقتی میری مثلا یه پول کم واریز کنی طوری برخورد میکنن که انگار اومدی گدایی یا داری دزدی میکنی

حال آدم رو بهم میزنن

این پست هم در ادای اینکه زنده بودیم ارائه شده

فعلا

شادزی

 

نوشته شده در 87/09/14ساعت 19:1 توسط <-sherwin->| |

آخ

نوشته شده در 87/09/11ساعت 19:18 توسط <-sherwin->| |

زنده ایم  بدون شیر و شکر

به این نتیجه رسیدم که حق توحش یکی از واجب ترین پرداختیهای دولت به خارجیان بوده

باور ندارید

توی شهر رو یه نیم ساعت بگردید به یقین میرسید

فعلا

 

نوشته شده در 87/09/06ساعت 23:4 توسط <-sherwin->| |


Design By : Night Skin