زندگینامه من
The man who never smile
سلام چند مدتیه دستم دیگه به نوشتن نمیره یا از خستگیه یا از بی حوصلگی چون دیگه دارم غرق
میشم تو روزمرگی و مسخره بازیهای زندگی دوست نداریم غرق بشم ولی خوب , خوب شنا بلد
نیستم داره تموم میشه .- یه سال دیگه هم رفت دقیقا مثل سالهای دیگه شاید یکم بدتر ولی رفت به گذشته شاید یه زمانی بود عید بوی توپ و کاغذ رنگی بود ولی الان دیگه نیست اصلا و ابدا دیگه نیست الان بوی خر حمالی و سگ دو میده روز و شب شب و روز تا بتونی بگی دارم زندگی میکنم که کم از ................... بماند -- همیشه عید برای من یه چیز تازه بوده کوچیک تر بودیم عاشق عیدی های ترو تازه و آجیل
عید و اینجور چیزا ولی اون سالها گذشت و تموم شد و الان رسیدیم
اینجا که هر عیدی برامون وحشتناک میشه که هوی عمو آقا عزیز آدم یا نهایتا مرتیکه یه سال دیگه هم رفت تو جوب و تو هنوز داری
دنبال کارات میدویی به هیچ جا هم که دستت گیر نکرد هیچ تازه پلهایی
هم که قبلا ساخته بودی همه از بین رفت تو موندی و یه شب سیاه و یه راه خراب شاعرانه شد ولی هر سالی که میگذره میشیم فکر میکنم به کجا
میخوام برسم رسیدم یا چقدرشو رسیدم واقعا بعضی مواقع ذهنم دیگه یاری نمیکنه به یه
چیزایی فکر کنم میزنم به رگ بیخیالی و میرم تو هپروت خودم و
بیخیال همه چیز میشم چون واقعا دیگه گنجایش ندارم دارم میبینم هنوز هیچ سنی ندارم ولی عوض اینکه
سر حال و شاد باشم یه اعصاب دارم در حد خونه خرابه هر طرفشو بگیری یه طرف دیگش وا میره راستشو بخوام بگم دیگه حال و حوصله غصه خوردن
برای فلان آدم و فلان سرزمین رو ندارم حالم از همشون به هم میخوره (البته توش استثناء
هم هست ) زندگی برام داره کسل کننده میشه و داره خستم
میکنه نمیدونم این درد منه یا درد همه؟؟؟ بگذریم احتمالا 4 شنبه برم شمال برای دومین باره که عید خونه نیستم اینم تو نوع خودش مدلیه ولی خوب به هر حال زندگی رو یکم از یکنواختی در
میاره ولی گذراست هیچ کاریشم نمیشه کرد احتمال داره تا سال نو هیچ پستی نزارم شایدم در حد 0.5 درصد یه پست بزرام خدارو چه دیدی عید همگیتون مبارک برای چشم صبا (خاطراتونه ) دعا کنید که خوب بشه برای کتی هم آرزو میکنم که مشکلاش حل بشه برای صبای سایلنس هم آرزوی سال خوبی دارم به
همراه موفقیت تو کار و حل کارای زندگی آقا فرهاد – آرقای اقبالدوست عزیز برای شما هم سال خوبی آرزو میکنم مرجان دور از وطن و مرجان داخل وطن امیدوارم
همیشه سرحال و سرزنده باشید (مرجان داخلی بازم برات آرزوی صبر دارم ) کنتراست – سیب – مائده – همه و همه و همه اونایی
که شرمندشونم و از قلم انداختمشون براتون آرزوی سال خوب و خوشی رو دارم البته امیدوارم امیر (پیپ خوشبختی من ) هم بتونه
به درسا غلبه کنه و روال زندگی برا بیوفته رو غلطک سال خوب و خوشی داشته باشید فعلا شادزی شروین 26/12/1387 نه یتونه نفس بکشه نه میتونه قورتش بده وقتی بیخ حلقت رو میچسبه تو عین خوشی هم که باشی گند میزه به همه خوشیت خیلی خوبه آدم گاهی فراموشی بگیره و همه چیز پاک یادش بره خوبه وقتی بغض میکنی دوست داری بترکی خسته شدم از اینکه همه توقع دارن من همیشه شاد باشم میشه انگار سرم گرمه رفتار کنم بعدشم اگه یه روز مثل امروز اعصابم ریخته باشه به هم همه بدترش میکنن وقتی خسته میرسی خونه توقع داری یکم فقط یکم ها نه بیشتر فقط و فقط یکم درکت کنن که خسته ای از صبحش عین سگ پا سوخته دویدی دنبال کاراشبم که میای باید لبخند ژوکوند تحویل اینا بدی بعدشم وقتی اعصابت خورد میشه و پا میشی میری تو اتاق خودت برمیگردن مین که ای بابا مشکل داریا بعدش چه حسی بهت دست میده ؟؟؟؟؟؟؟؟ وقت گلوت گرفته نه میتونی خالیش کنی نه چیزی باید بریزی تو دل سگ مصب تا یروز بزن بکتت راحت بشی از دست همه چیز هیچی در خدمت خلق بندگی مارا کت واندر پی نان دوندگی مارا کشت هم محنت روزگارو هم منت خلق ای مرگ بیا که زندگی مارا کشت فعلا مثل دیدن یا شنیدن معنی آوازم این بود ته بن بست داد کشیدن گاها این فانتزی های دهنی براشون تمام فکر و ذکرشون میشه گاهی هم تمام سعیشون رو میکنن که به اون فانتزی ذهنی برسن و گاها هم خدارو چه دیدی میرسن (: ولی خوب بعضی وقتا آدمهای وجود دارن که فانتزی بردار نیستن هرچی هم باهاشون از قوه عقلیه صحبت میکنی مثل یه بنده خدایی که به نعلبندش نیگا میکنه نیگاهت میکنن اونجاس که تو فانتزی های ذهنیت رو میشه و طرف رو در هزار وضعیت ناموسی یا گاها بی ناموسی فرض میکنی ولی خوب فانتزی ها بخش خیلی خیلی بزرگی از زندگی مارو به خوشد اختصاص میده شاید کم بشه یا بیشتر بشه ولی وجود نداشتنش رو اصلا نمیشه قبول کرد فانتزی ذهن پسرا یه آدم قد بلند قویه که در عین حال که آدم باحالیه یکم هم آدمکش تشریف دارن برای دخترا رو هم برید خودتون بپرسید مسائل خونوادگی به این وبلاگ راهی نداره ------ فعلا زنده ایم و داریم نفس میکشیم -- راستی دیدین هر وقت زیادی به یه وسیله توجه میکنین اون بدتر خراب میشه شده حکایت این ماشین ما من هی فوت و فوت بعدش یهو میبینی زارپ یکی اومد تو درت ( بی تربیت در ماشین رو میگم ) تق آقا ببخشید چیزی هم نشه رفع میشه شرمنده و یهو میبینی که ماشین صفر داره کم کم قراضه میشه از دیروز این ماشین سر ناسازگاری برداشته با ما از جلوش صدای تلق تلق میومد 2روزه بردمش تعمیرگا هرجای جلوبندی و باز میکنه سالمه اونایی رو هم که خراب بوده عوض کرده بازم صدا قطع نشده فک کنم یکم فحش لازم داره اینطوریه که میبینی وسیله های اونی که کمتر اهمیت میده سالم تره تا اونی که فوت فوتش میکنه --- جدا از فانتزی های ذهنی دوست دارم یه اسلحه داشته باشم یه چند نفر رو بکشم قول میدم از انگشتای دست بیشتر نشن آدمای اینطوری رو فقط باید کشت یا اگرم نکشی فقط باید مردشونو ببینی حالا آدمای چطوری رو دیگه خودتو متوجه بشین یگه فعلا شادزی
| Design By : Night Skin |


