تبليغاتX
زندگینامه من


زندگینامه من

The man who never smile

سلام

--

یه پست نوشتم 3صفحه ولی یهو زد به سرم کلشو دیلیت کردم

اینجا هم سانسور داریم

داریم خودمون رو سانسور میکنیم

از کی و از چی نمیدونم

اینترنتم که دیگه شده فیل-تر نت

هرجا میری یه پیغام میبینی

دسترسی فلان و بهمان

ای روح امواتتون رو فلان و بهمان

مسخره همه چیز رو در میارن

اینم از سال جدید

هرجا میری میبینی یه چیز بهت میگن

آقا سابقه کاری با بیمه همراه و 2- الان خودمونو دارن میندازن بیرون تو چی میگی ؟؟

من چی میگم

؟

خودمم نمیدونم دارم چی میگم

مسخره شدیم رفته

بماند

--

امروز یه چیزی دیدیم که بیشتر به ما آدما میومد تا اون حیوون

4تا کلاغ روبروی هم

2تا 2تا کنار هم

یکی اینوری داد میزد یکی اونوری

قشنگیشم این بود که با هم کورس گذاشته بودن و انگاری که با هم دارن مسابقه میدن

دقیقا مثل لج و لج بازی ما آدما البته که مال ما آدما خیلی بدتره و بی حدو حسابه

در کل

وقتی کسی یادش نیست

میتونی پیش خودت یه کوچولو خلوت کنی و به خودت بگی

یک سال دیگه از عمرت گذشت

سنت بیشتر شد

یه قدم رفتی جلو

تولدت مبارک

........................ سالمون شده و هیچی به هیچی

خوشم میاد هیچ کسی یادش نیست

فعلا

شادزی

 

 

نوشته شده در 88/01/29ساعت 16:35 توسط <-sherwin->| |

سلام

همچنان زنده ایم و داریم زندگی میکنیم

مشغله های این چند روز من

1- ترجمه یه خروار متن ارسال شده توسط استاد

2- گاها یکم آشپزی

3-آقا این لاست چه میکنه هاااااااااااااااا واقعا

من کف کردم رسما

فعلا

تابعد

شادزی


نوشته شده در 88/01/19ساعت 23:19 توسط <-sherwin->| |

/* /*]]>*/

اینم از سال نو

قبل از سال نو رفتیم شمال به همراه خانواده و بعضی از اقوام

جای دوستان خالی کمی هم خوش گذشت ولی خوب همیشه کارای بعضی از افراد باعث میشه که قسمتی از

سفر تا چند مدتی تبدیل بشه به زهر مار برای آدم

و گاهی هم کل سفر رو زهر مار میکنه

صد البته میخواستیم که یکم بیشتر بگردیم که بازم صد البته نتونستیم چون ....بماند

دومین عیدی بود که تو تهران نبودم به نظر خودم خیلی بهتر گذشت و راحت تر بودم

البته الان پس لرزه های این مسافرت گرفتمون و باید هر روز به دیدن این فامیل و اون آشنا بریم

همه هم خدارو شکر توقع دارن در حد تیم ملی


خدا چرا یه سری اخلاقارو تو زن ها قرار داد

این که در اوج خوشی یهو گند بزنن به تمام حال و حولت

اونم در وقتی که اصلا توقعش رو نداری و اصلا دوست نداری که چیزی اون موقعیتت رو عوض کنه

بعدشم برمیگردن با تمام قدرتشون میگن که تقصیر تو بود ؟؟؟

منی که داشتم میگفتم و میخندیدمو به کسی کاری نداشتم نیگا کن تو خودت اعصابمو سگی میکنی که بعدشم

پاچه خودت رو میگیره ها

هان ؟

کسی این سوال رو میتونه جواب بده  ؟

یه چیز باحال

رفته بودیم لاویج

همون جایی که عکسشو قبلا گذاشته بودم

ته جادش میرسه به یه امام زاده

قدیمی و کهنه

این بماند

وسط راه تو این سربالایی جایی که آدما به زور میرنو یکم هوا خوبه و هیچ مشکلی هم نداره یهو یه چیز

باحال دیدم

گشت ارشاد و ایست بازرسی !!!!!!!!!!!!!!!!!!

خیلی باحال بود و خدایی کف کردم

نهایتا 4تا ماشین غیر از ما اون راهو امده بودن بالا که همرو طرف از توی پستش رد میکرد

جایی که تو اصلا نمیتونی باور کنی پرا گشت و چرا ایست بازرسی

بعدش میگن آزادیه

ای پدرتونو ...

در کل سال نوی همگی مبارک

و امیدوارم سال خوب و خوشی رو داشته باشید

فعلا

شادزی

 --

یه چیز تازه

علی دایی هم که کله پا شد

مردک بز فروش پر توقع

همین میشه

خیلی خیلی خوشحال شدم این آدم (بلا نسبت آدم ) ضایع شد

بسی حال کردیم

فعلا

شادزی

نوشته شده در 88/01/10ساعت 12:55 توسط <-sherwin->| |


Design By : Night Skin