تبليغاتX
زندگینامه من


زندگینامه من

The man who never smile

سلام

آقا از شما چه پنهون خدا پدر و مادر این پولهای یهویی رو بیامرزه

یه پولی رو پیش خور کردم که فکر کنم تا ماهها باید سماق بمکم

ولی خوب

میرزید به اینکه سیستم ردیف بشه

یکساعتی میشه که کاراش تموم شده  و رو شنش کردم

خدایی فرق رو آدم میفهمه باهاش

بنده خدا قبلی ۱۲ سالش بود

زیادی پیر شده بود

پس تا بعد

فعلا

 

نوشته شده در 88/06/26ساعت 0:13 توسط <-sherwin->| |

به علت به لقاءالله پیوستن سیستم اینجانب و نبود مایه تیله مکفی در جیب اینجانبان تا اطلاع ثانوی از دسترسی به اینترنت خانگی معذوریم

آقا راستش یکم گشادیم میاد هلک هلک برم کافی نت حرفیه ؟!؟

انواع وامهای شمارا پذیراییم

فعلا

 

نوشته شده در 88/06/23ساعت 18:21 توسط <-sherwin->| |


دست بردار از این میکده سربسری

پای بگذار به راهی که فک کنی بهتری 

مارا نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است

ای کاش ای کاش داوری در کار بود

کاشکی کاشکی قضاوتی در کار بود

حلقه بر در میزنیم ما که خود فی نفسه حلقه بر دریم

---

میدونید

دیگه غریبه که نیستید

به پوچی نرسیدم

خسته شدم از اینهمه دربدر دنبال چیزی بودن و کمتر بدست آوردن

میدونی

خسته شدم

و این خستگیم هم از جنس یه خستگی روحیه

بی حوصله شدم و نمیدونم دیگه باید به کجا بزنم

از اینهمه خورده شدن حقم عصبانیم و خسته

وقتی هم که بخوای حقت رو به زور بگیری میشی آدم بده

نمیدونم

پوچی نیست

خستگی مفرط

همین و همین

فعلا

شادزی


نوشته شده در 88/06/21ساعت 15:42 توسط <-sherwin->| |

سلام

زنده ام

همین و بس

این روزا احساس میکنم توی سرم خالی شده

دقیقا احساس میکنم خالیه

هیچی نیست

هیچ حال و حوصله ای هم ندارم

هی تو - تف به گورت که آویزون میشی به من برای کارات

اعصابمو خورد میکنی

دوست دارم با دستای خودم خفت کنم

اه

فعلا

( مخاطب خاص است و اینطرفا شعورش نمیرسه که بیاد )

نوشته شده در 88/06/21ساعت 0:26 توسط <-sherwin->| |

حالم خوش نیست

سرم درد میکنه

قلبم درد میکنه

دلم گرفته

حالتی بس سگانه دارم

مجبور شدم سگهام رو بسپرم به کسی

ای بخشکی شانس

نمیدونم

سردردی که با 5تا کدئین حل نشه فک کنم میخواد رسما ترتیبم رو بده

فعلا


نوشته شده در 88/06/16ساعت 0:19 توسط <-sherwin->| |

خیلی زور زدم که دستم به نوشتن یه همچین پستی نره

ولی نشد

--

همیشه پای یک مسلمان در میان است

خدایی همچین چیزی هم هست

هر جایی که میبینی یه گندی داره درست میشه

هر جا میبینی دارن یه چند نفری رو میکشن و اذیت میکنن

بالاخره یه گوشه کار دست یه مسلمون بوده

نمیدونم چرا 

هر کاری میکنم که نیمه پر لیوان رو ببینم میبینم نه داداش

کوش قسمت پر لیوان و اصلا کو لیوانی که بشه قسمت پرش رو دید

میکشیم

میکنیم

میدیم بکشن و بکنن بعدشم میگیم اجازه داریم آقا

اجازه داریم

نمیدونم این اجازه چطوریه که هیچ وقت دست ما نمیوفته

همش اینور اونور دست دیگرانه

این بماند

اگه ما دینی داریم که مردم مدار و عقل مداره

عزیزم اینو برام روشن کن

چرا اگه بیای توش بخوای بری بیرون از فلان دارت میزنن ؟؟؟؟؟

چرا میگیرن و میکشنت و بعدشم خونت حلاله ؟؟؟

چرا

این اولین سوال این ذهن منه که هیچ جوابی بهش ندادن

بابا واقعا جای سوال داره ها

به طرف میگم چرا فلان چیز حروم شده

میگه بخاطر اینکه اون زمان آره و اینا

میگم خوب

الان که دیگه اون زمان نیست

پس چرا ما همچین چیزی داریم

میگه نه دیگه

این دستور دینه . نمیشه که کنارش گذاشت . خلاف شرعه

میگم خوب

این یکی چی ؟ برای اینم همون جواب قبلی رو میده

میگم عزیزم من یکسال تمام زور میزنم ماتحتم سمباده زده میشه پول جمع میکنم لعدشم دولت تو فیش حقوقیم 61% مالیت و اینا ازم کم میکنه بعدش اگه پول جمع کنم اون خمسش چیه ؟؟؟

میگه دستوره دیگه میگم پول زور میگیرن میگه نه پول دینیه

لازمه برای احیای دین

بماند

یه چیزی رو دقت کردین

قوانین دین ما سر سوزنی هستش

اگه یه سر سوزن بدنت شسته نشه غسل باطله

اگه یه سر سوزن آب بخوری روزت باطله

اگه یه سر سوزن ...................بماند

ولی از اونور

30 روز روزه

14 روز طرف تر میزنه به کاراش میره مکه و ...

میدونی

با زیارت مشکل ندارم

ولی اینکه طرف کار و زندگیشو تعطیل میکنه مشکل دارم

این همیشه برام مشکل ساز بوده

به هرکی هم گفتم یه نیگاهی کرده و سر تکون داده

محرم میشه

10 روز اولش 10 روز وسطش 10 روز آخر ش داریم خودمونو جر میدیم

شب تا بوق سگ تو تکیه برا هم جوک تعریف میکنیم و مسیج میخونیم

فردا صبحش سر کار عین سگ پاچه میگیریم

روزه میگیرم عبادت بشه

از اونورش اینقدر فحش و فضیحت میدیم اینور اونور و مال مردمو میخوریم که تا یکماه بعدش سیرمونی امونمون نمیده

مسخره هر چیزی رو در آوردیم

تو ماشین یکی از بچه ها یه سی دی دیدم در فواید قمه زنی O:

آره آقا فواید قمه زنی

که فلان و فلان و فلان

بعدش میرم میبینم تو دنیا میگن مراسم وحشی گری اس لامی

خوب

چی میخوای بگی

خدایی فشار میاد به آدم دیگه

میری کشور اروپایی

میگی مسلمون میگن مسلمون خطرناک پخ پخ

بعدشم میخوایم همه دوستمون داشته باشن

هر کسی از رفقا و دوستان ما رفته اونور آب تا تونسته از جماعت مسلمون دوری کرده

چرا راه دور برم

الان داشت بی بی سی هند رو نشون میداد

میگفت هندوها با مسلمونا مشکل دارن

عقیده دارن تمام مسلمونا دروغ گو هستن و سرشونو کلاه میزارن

ای بنازم دنیارو

کسی که به ما نریده بود همون آقا هندیه بود که اونم به میمنت و مبارکی قضای حاجتی کرد دیدنی و مثال زدنی

حالی بردیم

عجب بویی

---

نتیجه میخوای بگیری

نداره بابا نتیجه نداره

اعصاب خورد کنه برام این افکار

همین و بس

بقول این مرد نامجو

بعد صدها هزار سال از خاک                چه مهم است پاک یا ناپاک

بماند

فعلا

شادزی



نوشته شده در 88/06/13ساعت 21:51 توسط <-sherwin->| |

رو میکنم روبه آینه  رو به خودم داد میزنم

ببین چقدر حقیر شده اوج بلند بودنم

--

به هر طرف رو میکنم راه رهایی باز نیست

فعلا


نوشته شده در 88/06/10ساعت 0:19 توسط <-sherwin->| |

سر صبحی

مسافرت انتحاری

پیش بسوی قزوین

با تمام امکانات


نوشته شده در 88/06/04ساعت 6:33 توسط <-sherwin->| |

هیچ حیوان درنده خویی نیست که بویی از شفقت نبرده باشد


من بویی از شفقت نبرده ام


پس


حیوان نیستم

نوشته شده در 88/06/03ساعت 0:59 توسط <-sherwin->| |

f.u.c.king reality

nothing else just

betrayal

believe it

(عکس تزئینی میباشد )

نوشته شده در 88/06/01ساعت 23:56 توسط <-sherwin->| |


Design By : Night Skin