زندگینامه من
The man who never smile
دختری بود که دیشب فیلمش رو دیدم دختری که بابای پیرش داره صداش میزنه و میگه نترس خونی که از دهن و دماغ و سینه میزنه بیرون دیروز داشتم از دانشگاه برمیگشتم نمیدونم 10 تا 20 تا ماشین پر سرباز داشت میرفت سمت کرج اونم همه از سپ.اه نمیدونم میخواد سرمون چی بیاد ولی موندم چرا اینجوری خدا هستی ؟ میبینی ؟ دارن میکشن دارن میکشن زن و بچه و پیر و جوون نداره فقط میکشن دلم میسوزه میسوزه برای اون جوونایی که روزای جوونیشون تو اینجا هدر میره برای اونایی که همیشه انگ خرابکار بهشون میخوره ولیوقتی نیازشون دارن میشن سرمایه و امید ایران فعلا
ندا
نوشته شده در 88/03/31ساعت
8:7 توسط <-sherwin->| |
| Design By : Night Skin |


