زندگینامه من
The man who never smile
دقیقا همونجایی که نه میتونی آب دهنتو قورت بدی نه میتونی تفش کنی بیرون میچسبه و ول نمیکنه مجبوری بتمرگی یه گوشه برای خودت هی وول بخوری عین کرمی که میخوان بزننش سر قلاب و بندازنش تو رودخونه وول بخوری و خون خونتو بخوره تا شاید یکم آروم بشی این یعنی حال و روز این روزا عین مار زخمی دارم میپیچم به خودم از دست خودمم عصبانیم که چی هیچی درمون مالیدن رفت مسخره بازی در میارن هر روز هم یه بامبول جدید در میارن نمیدونم قراره به کجا ختم بشه این جریان ولی اینو میدونم قدرت دست هرکسی هست میتونه مردم رو تا اونجایی که میخواد بازی بده و خدایی هم خیلی راحت میتونه تنها سرگرمی شده نیگا کردن عکسای بچه های کتک خورده ملت و در کنارش حرص خوردن عصبانی شدن فحش خواهر و مادر دادن به اصل و نصب و جد و آبادشون آخرشم از زور سردرد با یه قرص گنده از معده و مغز پذیرایی کردن و کپه مرگ گذاشتن میدونی من کلا آدم سنگ دلی بودم نمیتونم بگم سنگ دل ولی سعی میکردم دلم نسوزه برای کسی یا چیزی ولی تو بعضی مواقع نمیشد نمیتونستم ایندفعه ها واقعا خورد شدم میدونی خورد شدن روح به چه راحتی و به چه خوشمزگی احساس میکنم دوست دارم روحمو بزنم کنار یه مدت بدون روح به زندگی نیگا کنم بدون هیچ انگیزه خاص نمیدونم شاید دارم خل میشم ولش کن سخت نگیر سختی صد سال اوله بعدشم که قراره پاره بشیم پس غصه نخور چه این دنیا چه اون دنیا سرنوشت پارگیه عزیز دل زور بیخود نزن فعلا
| Design By : Night Skin |


